تبليغاتX
طنزهای یک گمنام مفقود الاثر
طنزهای یک گمنام مفقود الاثر
آن كه شد گمنام مفقود الاثر ... از ميان جمله او دارد خبر

روزنامه ايده آل

سلام امروز چهارشنبه بود ! ساعت دوازدهي است كه حدودا يك است و من دارم بسيار شوقمندانه براي شما خواننده اي كه وجود نداري مثل اسب مي نويسم !!

امروز برخي روزنامه ها روي دكه ديده نمي شدند از جمله حيات نو و آفتاب يزد . آنها علت عدم چاپ نشريات خود را اشكالات وارده از سوي نماينده وزارت فرهنگ و ارشاد به تيتري كه روزنامه هاي مذكور راجع به سخنان يكي از كانديداهاي رياست جمهوري انتخاب كرده بودند عنوان كردند ! 

به روزنامه هاي مذكور توصيه مي شود از تيتر هاي زير جهت انتشار هر چه بهتر و سريع تر استفاده شود :

- احمدي نژاد : من به روسيه رفتم ! دل دشمنان بسوزد !

- مقامات عالي رتبه روسيه احمدي نژاد را به گرمي فشردند !!

- احمدي نژاد : اينجا خيلي خوش مي گذرد ! جاي شما خالي !

- تيتر سرمقاله : زرشك ! ميرحسين عددي نيست !

- تيتر مقاله صفحه دوم : توپ تانك فشفشه / موسوي دقت كن !  

براي هر چه بهتر و منظم چاپ شدن روزنامه تان نظرسنجي اس ام اسي هم بسيار جواب مي دهد 

نظرسنجي : به نظر شما آيا در انتخابات تقلبي صورت گرفته ؟

1) خير به هيچ وجه              2) عمرا امكان ندارد

روزنامه شما با تيتر هايي جذاب و هيجان انگيز براي فروش چند ميليوني در سراسر كشور آماده است !

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 28 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

حقيقت كم ياب شده !!

كميته حقيقت ! خجالت ! خجالت !

خدمت شما عرض شود كه نمايندگان سه نامزد امروز رفتند و مثل بچه هاي خوب در شوراي نگهبان نشستند و گفتند كه كميته حقيقت ياب بياوريم تا حقيقت يابيده شود ... حالا بر فرض محال كه اين كميته هم تشكيل شد حالا ما چگونه بايد جلوي اين كميته را بگيريم كه دشمن بيشتر از اين در ما رخنه نكند ؟ پيشنهادهاي بنده در زمينه جلوگيري بسيار مفيد و قابل اجرا مي باشد :

1) به كميته حقيقت ياب بگوييم ما به شما علاقمنديم و دلمان براي شما مي سوزد ... قول مي دهم در كوتاهترين زمان ممكن دم مبارك را بر كول نهاده و سر به بيابان و صحرا مي گذارند . من امتحان كردم ميگما ...

2) برويم سابقه تمامي اعضاي حقيقت ياب را به در آوريم و با تك تك آنها مناظره كنيم ... بالاخره از يكي شان يك آتويي مي شود گرفت . بعد مردم مي فهمند كه حقيقت ياب ها همه مفسد مالي و اين چيزهاي اخ و جيز هستند .

3) سرهاي تمامي اعضاي حقيقت ياب را توسط فتوشاپ بر روي اين موارد زير گذاشته تا حقيقت بر ملت هويدا شود :

الف) سر حقيقت ياب روي تن يك دزد در حال سرقت بانك مونتاژ شود !

ب)الحمدلله به ياري خدا كه هميشه طرف ماست (!) اين همه عكس از تظاهرات كنندگان موجود مي باشد . براي اثبات جانبداري حقيقت يابان از كانديداي منفورمان مي توانيم حتي خودمان يك پلاكارد با اين عنوان : جان و هستي ام فداي موسوي !! دست بگيريم و سر حقيقت ياب را روي خودمان مونتاژ كنيم .

مشكل اساسي

الان چهار روز است كه از انتخابات مي گذرد و اين اس ام اس ها هنوز فعال نشده ...

بسياري از سايت هاي اطلاع رساني فيلتر شده ...

ماهواره كه پرپارازيته ...

اينترنت هم كه سرعتش طوري است كه آدم تا صفحه اي باز بشود خمار خواب مي شود !

روزنامه ها هم انگار بعد از انتخابات خيلي محترمانه دعوت به اعمالي قبل از خواب شده و ناگهان بيهوش شدند !

 مثل اين كه ما از اساس با حقيقت مشكل داريم !  

ارسال در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

بنده از اول اين اعتراف مهم و سرنوشت ساز را بكنم كه اين شكل طنز(تست) را از استاد ابراهيم نبوي تقليد مي كنم ...

1) چرا اصلا انتخابات را برگزار مي كنيم ؟

الف) دل ما نشكند كه فکر می کردیم ميزان راي ملت است و همچنين به دشمن مشت محكم بزنيم !

ب) حالا اين وسط دموكراسي اي هم حاكم كرده باشيم تا مشت محكمي زده باشيم ! 

ج) آدم بزغاله را هم مي خواهد گول بزند بطور فرماليته يك مشت علف دست مي گيرد تا حيوان گول بخورد و برغاله مربوطه به دشمن مشت كه ندارد جفتك محكم بزند ...

د) خبرنگارهاي خارجي بيايند و ببينند ما تو چه گرمايي در صف هاي طويل ايستاديم و راي داديم و به محض راي دادن يكي از خبرنگارها را در گوشه اي گير آورده و به ضرب مشت محكمي بزنيم بر ... بر ؟ دهانش !

2) چرا ملت اصرار داشتند كه احمدي نژاد بار ديگر رئيس جمهور نشود ؟

الف) زيرا غافل بودند 

ب) زيرا خائن بودند

ج) زيرا مشت محكمشان كمي شل مي زد

د) زيرا احمدي نژاد به آنها علاقمند بود و دلش به حالشان مي سوخت

3) چرا تعرفه در روز انتخابات كم آمد ؟

الف) زيرا صلاح مملكت خود خسروان دانند .

ب) زيرا 10 ميليارد كه علف خرس نيست بالاخره برايش زحمت كشيده شده

ج) زيرا هنوز هسته اي يك كمش مانده و اسرائيل به طور كامل هنوز نابود نشده ...

د) زيرا محيط زيست را دوست مي داريم و به هر قيمتي كه آدم نبايد اين همه درخت را نابود كند ... هر چند كه درخت سبز باشد !  

4) چرا تلويزيون ما اينقدر خوب و پاك و بي طرف و شريف و عادل است ؟

الف) زيرا چشماتون قشنگ مي بينه

ب) زيرا خوبي از خودتونه

ج) زيرا لطف داريد محبت مي فرماييد خجالت نديد مارو

د) زيرا ديگه چي كار كنيم ؟! رئيسمون ضرغاميه! هر چي داريم از ايشون داريم !

5) چرا هر چي جواد مواده با احمدي نژاده ؟

الف) زيرا جواد مرام دارد

ب) زيرا جواد غيرت دارد

ج) زيرا جواد ناموس دارد

د) زيرا جواد قدرت تحليل و استدلال ندارد !  

6) چرا 10 ميليون اختلاف بين احمدي نژاد و ميرحسين ؟

الف) زيرا هر چه بدهي آن مقدار آش خواهي خورد ! بالاخره آن 10 ميليارد بايد يك تناسبي ايجاد مي كرد يا نه ؟

ب) زيرا اكثريت ملت فكر مي كردند كه هر چي ستون نمودار بالاتر باشد آن بهتر است كه در مورد تورم يكي بايد هوشياري مي داد !

ج) زيرا دولت حامي محرومان است و محروم حامي دولت و دولت تا توانسته آدميزاد در اين مملكت محروم و مرحوم كرده ...

د) زيرا مملكت مسخره بازي نيست كه صاحب داره !

7) چرا وزير كشور بايد از يك نامزد خاص حمايت كند ؟

الف) زيرا دوست دارد

ب) زيرا دوست دارند

ج) زيرا حمايت چيز خوبي است بر همه مسلمين واجب است كه يكديگر را حمايت كنند

د) زيرا ها ؟ چيه ؟ حرفي بود ؟

8) چرا سايت هاي حامي ميرحسين و چندين خبرگزاري درست روز بعد از انتخابات فيلتر شدند ؟

الف) زيرا ديگر ميرحسين تمام شد حالا وقت لالا مي باشد

ب) زيرا چه معني دارد آدم رو حرف مردم حرف بزند ؟

ج) زيرا خسته بودند و احتياج به يك مرخصي استجباري (!) داشتند

د) زيرا ما به آنها علاقمنديم و دلمان برايشان مي سوزد !

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 24 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

 سلام امام جان ! سيدالشهداي عزيز !

ديروز ، جمعه ،خودت از بالا شاهد حضور ملتي بودي براي دفاع از حقشان و نه به فلاكت و تحقير ... ملتي كه به خاطر شما و ارزش هاي شما امام عزيز هر كاري مي كنند و بر اين عقيده اند كه الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم همچنين اعتقاد راسخي به ان لم يكن لكم دين فكونوا احرارا في دنياكم دارند .

خودت از آن بالا شاهدي كه چه بر سر ملت آمده ... همه گمان مي كنند كه در انتخابات يك نظام اسلامي ... دقت كنيد ! اسلام ! بله ... درست شنيديد اسلام ... خود خود اسلام ... نه باور كنيد اسلام ! اصلا راه نداره ! همون اسلامي تقلب صورت گرفته و ملت خودشان شك كرده اند كه آيا به آن مردي كه به راحتي دروغ مي گويد ، آن مردي كه به راحتي تهمت مي زند ، آن مردي كه به نامردي ريسمان قدرت را گرفته و پايين تر ها را با لگد پايين تر مي فرستد ، آن بهتر بگوييم نامردي كه از صدا و سيماي مردم و پول مملكت در جهت تبليغات خودش استفاده ميكند ، آن نامردي كه ديگران را متهم به گرفتن پول ناحق از شخص خاصي مي كند و خودش از مسئول اجراي انتخابات (وزير كشور) 10 ميليارد پول مي گيرد ، آن نامردي كه ... اي بابا ! نامردي ها زياده ... راي داده اند يا خير !؟

يا امام عزيز !

تازه مي فهميم شما و اجداد شما و نياكانتان از دست بي خردان سفله چه كشيده اند ... به جان خودم امروز دنبال چاه آب مي گشتم تا فرياد كنم ... آخر خودت بهتر از من مي داني كه خوي انسان ، با ستم پذيري سازگاري ندارد ... ديوانه مي شود ... مي تركد ! احتمالا شما هم داشتيد مي تركيديد ... حالا شما را درك مي كنيم نه روز عاشورا با همه سخناني كه از جانفشاني هاي شما مي شود .

اي امام اي قوت قلب ما ...

ما را كه با سبزهاي بسته به دست و كلا هر جايي كه پيدا مي كرديم مي ديدي ... نه ... يه كم اين طرف تر ... اونجا كه اين پسر قرطي ها دارن مي رقصن ! آها ... خوبه ... من اونجام ... مي بيني ؟ دارم بالا و پايين مي پرم ... سبز شما رو بستم ... با هزار اميد و آرزو بستم ... حالا كه از پا افتاده ايم هنوز سبزهايمان دستمان بود ... مثل شما البته نه به اندازه شما داشتيم مي تركيديم ... اينجا فرق ما با شما معلوم مي شود ...

يا سيدالشهدا ...

مي گويند اعتراض نكنيد ... شلوغ نكنيد ... تهران را ديده اي ؟ تهراني كه عاشورا برات يكدست سبز مي شود ؟ جوان هايش را با چماق و لگد مي زنند ... نام دشمن بر پيشاني شان حك مي كنند ... دشمن ، دشمن ، دشمن ! آه دشمن ... آيا اگر شما اين چنين دشمنان آزاده اي داشتيد ارج نمي نهاديدشان ؟ گراميشان نمي داشتيد ؟!  

اي امام سبز قامت مثل ما ...(1)!

خنده ات نمي گيرد ؟ چرا مطمئنم كه از ته دل داري مي خندي نه به ما ... به  اين تلاش به اين جنگ قدرت براي ده روزه مهر گردون كه افسانه است و افسون مي خندي ... دنياي به اين لجني ... دنياي از جنس غفلت ... دنياي از جنس ناحقي ... دنياي بي خدا ...

امام عزيز ... مانده ام چگونه با آن عظمت در اين روح و دل كوچك من جا شدي ...

ببخشيد ! وقتتان را گرفتم ! به خدا كسي را پيدا نكردم كه با نواي دلم گريه كند ... شرمنده ام

 

 ۱- اي امام سبز قامت مثل ما ... اي كه جان در راه زيبايت فدا  !

اي امام اي سرو آزاد و سهي / افكن اندر جان ما راه و رهي

راه و ره كز تو بگيرد هر خطي / تا نيفتيم در ره بي همتي

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 24 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

چه كساني و چرا به احمدي نژاد راي مي دهند ؟

1) سيب زميني خورهايش با سس گوجه فرنگي البته توليدكنندگان سس ، انگار از آمار و كاهش تورم خبري ندارند و سس هي گران مي شود و شايد توان قدرت خريدن سس نباشد ولي مهم نفس عمل (سيب زميني) است !

2) علاقمندان و مشتاقان عدالت ... البته به اندازه 70 هزار تومانش !

3) باباي آن كودكي كه در خيابان مي گفت : گور باباي موسوي !!

4) آنهايي كه اينترنت را نام يك فحش خارجي مي دانند !

5) آنهايي كه با ديدن تلويزيون مي گويند : عجب ! تكنولوژي چقدر پيشرفت كرده ! يا عجب ! ببين چيا كه اختراع نمي كنن !!!

6) آنهايي كه هر روز روزنامه مي خرند ... مانتو ، سبزي ، غذاي بز و مصارف ديگر

7) آنهايي كه اعتقادي به پينوكيو ندارند ولي داستان هاي سوپرمن و فرشته مهربون را باور مي كنند !

8) آنهايي كه استطاعت خريد لامپ ندارند ! به اين اميد كه رئيس جمهورشان روشنايي دارد

9) آنهايي كه عقل را براي رئيس جمهور يك چيز تشريفاتي مي دانند !

10) اون پسره كه اون دختره رو مي خواست بهش ندادن بعد يه روز تو خيابون ديد كه دختره رو گشت ارشاد گرفته داره مي بره و دلش خنك شده بود !

11) خانم هاي محترمي كه براي تنوع دلشان هوو مي خواهد !!

12) طرفداران تيم هاي ملي ونزوئلا ، كومور ، گابون و امثالهم !

13) دانش آموزان سراسر كشور اگر حق راي داشتند كه خوشبختانه ندارند ! چون بالاخره سفر استاني هست و دو سه زنگ بي كاري و فرار از مدرسه و ...

14) مسعود ده نمكي ! براي اينكه راحت تر مي تواند حماسه بيافريند !

15) علي كردان ! چون قصد ادامه تحصيل دارد

ارسال در تاريخ پنجشنبه 21 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

احمدي نژاد همچنان مي تازد او همچنان نجات بخش و به معني واقعي كلمه يك سوپر من است ! ولي حقيقت اين است كه بزرگ ها باور مي كنند كه سوپرمن وجود خارجي ندارد و سراسر داستان يك دروغ شيرين است ولي بچه ها وجود سوپرمن را باور مي كنند و ايمان دارند كه اگر به دست شر و نيروهاي خبيث بيفتند سوپرمني وجود دارد كه آنها را از چنگال ستم نجات خواهد داد ولي چيزي نخواهد گذشت كه آنها هم بزرگ مي شوند و مي پذيرند كه نه ! اين خبرها هم نبوده ... دقيقا ماجراي ماست ... حالا اين دفعه نويسنده قصه اصرار دارد كه سوپرمن من وجود دارد و خيلي ها را با اين خيال خام دوباره به دوران شيرين كودكي برده است ولي چيزي كه ما الان نياز داريم حقيقت است نه سوپرمن !

ارسال در تاريخ پنجشنبه 21 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

حمايت انگليس از احمدي نژاد

انگليس : آقا جان ! ما كي از شما عذرخواهي كرديد ؟

احمدي نژاد : ا ! يادت رفته ؟ بگم ؟ بگم كي بود ؟

انگليس : خيلي خوشحال ميشيم اگه بفرماييد !

احمدي نژاد : درست بعد از اينكه اون ملوان ها اومدن انگليس ديگه ! يادت نيست ؟ (مي خندد!)

انگليس : خسته نباشيد ! آقا اين حرفا كدومه ؟! خجالت بكش !

احمدي نژاد در حالي كه باز مي خندد : آقاي انگليس ! من به شما علاقه مندم ! همينطور دلم هم براي شما مي سوزه كه اطلاعات غلطي به شما مي دهند ! شما بوديد عذرخواهي كرديد ! نكنه مي خواهيد بگيد كه هوگو بوده كه عذرخواهي كرده ؟

انگليس : تمام مسئولان بر اين نظر اتفاق دارند كه ما هيچ گاه اينچنين عملي انجام نداده ايم ! تعجب مي كنم !

احمدي نژاد : من از دوربين تقاضا مي كنم كه اين نمودار را نشان بدهد ! آقاي انگليس ! من تعجب مي كنم ! اين نمودار عذرخواهي بر حسب زمان است (o-t) اين نمودار ... لطفا دوربين نشان دهد ! اين نمودار بيان مي كند كه در دولت هاي قبلي اين ستون مربوط به عذرخواهي انگليس ها چقدر پايين بوده ! و اين ستون گنده هه مربوط به دولت نهم است ! آقاي انگليس ! من از شما تعجب مي كنم ! شما كه مربي تيم ملي تان كاپلو است ! شما كه نابغه اي مثل كردان را در دانشگاههايتان پرورش داده ايد ديگر چرا ؟! البته كردان گفته بود يه كمي گيج مي زنيد ! خب ... با توجه به اين نمودار به اين روشني و واضحي چطور اين حقيقت روشن را تكذيب مي كنيد ؟

انگليس (در حاليكه بهت زده و حيران به نمودارهاي عذرخواهي – زمان نگاه مي كند) : آها ! پس اينطوري بود ؟ عجب ! اين نمودار هم عجب چيز قانع كننده اي است ! اين ها رو از كجا مياري ؟

بله ... اينگونه شد كه ماجراي ملوانان هم ختم به خير شد و آگاهان و شاهدان سخنگوي وزارت خارجه انگليس را چند روز بعد سوار بر موتور در حالي كه پارچه اي با عنوان «مردمي نژاد» به سر بسته بود و پرچمي با شعار «مرگ بر اجنبي / درود بر احمدي» در دست داشت مشغول ويراژ دادن در خيابان هاي لندن ديدند !

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 19 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

در ميان حرفهاي احمدي نژاد دائم به تناقض مي رسيم مثلا اين موارد زير :

1) اگر ماهيت اين افراد مذكور كه در مناظره بيت المال خور ناميده شدند و مشروعيت ثروتشان زير سوال رفت واقعا اين بود كه احمدي نژاد عنوان كرد همين طور باشد و حرف احمدي نژاد و نجواهاي چندين ساله مردم را مبني بر همين شايعات بپذيريم بايد در تدبير و تشخيص رهبري ، به صلاحيت افراد تشخيص دهنده مصالح نظام ، به يكي از نزديك ترين ياران امامي كه الگوي غيرقابل چشم پوشي براي بزرگان نظام است ، به اعتماد ملت ايران پس از انقلاب شك كنيم ! كه گويا در اين مورد شكمان بي حاصل و بي مورد است چون به هر حال مردم به رهبري اعتماد و اطمينان كامل دارند و اساس نظام هم همين اعتماد است ... اينطور نيست ؟

2) اگر ادعاهاي اين غضنفر پرده در را قبول كنيم آيا اين سوال در ذهن پديد نمي آيد كه نزديك ترين فرد به رهبر و دوست صميمي وي چطور ممكن است دست به همچنين ثروت اندوزي هاي نامشروعي بزند به طوري كه رهبر از اين امر غافل باشد ؟ مگر ما ايمان نداريم كه رهبرمان حافظ حق و حقوق ملت است ؟ مگر ما سالها با اين اطمينان خاطر سر به بالين نگذاشته ايم ؟پس چطور ممكن است نزديك ترين فرد به رهبري عزيز اين چنين با ثروت اندوزي براي خود و پسرانش به ملت خيانت كند ؟ يا حتي خود رئيس جمهور چطور بعد از چهار سال به فكر حق و حقوق ضايع شده مردم افتاده است ؟ حالا كه چند روز به انتخابات نمانده چه كار مي تواند انجام دهد ؟ آيا مي خواهد اين قول را به مردم بدهد كه اي مردم عزيز و عدالت جو ! اگر به من راي دهيد من اين زالو ها را از بدن نظام جدا مي كنم و انتقام چندين ساله تان را از اين مفسدان خواهم گرفت !!؟  

3) بعضي مي گويند : آفرين اي احمدي نژاد ! اي حماسه ساز ! اي مافيا رو كن ! ما به تو افتخار مي كنيم ! در همين باب در كليله و دمنه نسخه 2009 داستاني آمده كه اين گونه بيان شده كه روزي خرگوشي تصميم مهمي گرفت ! تصميم گرفت كه نزد دوستان و اهل جنگل برود و آنها را از يك واقعيت كه چندين سال آنها را آزار مي داد با خبر كند : او به بالاي سنگي رفت در حاليكه فكر مي كرد قدش بلند شده (!) محكم و قاطع شروع به سخنراني كرد و بعد از حواشي بسيار در آخر گفت : اي دوستان من ! عزيزانم ! آيا مي دانستيد كه در همه اين سالها اين آقاي گرگ بود كه بچه هاي شما را مي دريد نه كرم شب تاب !؟  

بعضي شروع به كف زدن كردند و خيلي ها با نيشخندي معنادار صحنه را ترك كردند ...

ارسال در تاريخ جمعه 15 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

بنده بازگشتم با ايني كه مي بينيد كنكوري هاي عزيز ! يه روز نشستم با خودم فكر كردم به چه دردي در زندگي مي خورم ! بعد به خودم گفتم آها ! شايد به يه دردي خوردم ! امتحان كردم ديدم نه بد هم نخوردم ! به درد البته ! توجه كنيد كه اين سوالها بررسي شده و ديده شده كه تا به حال در هيچ سالي طرح نشده است !

1) در عبارت زير چند تشبيه و چند استعاره به ترتيب از راست به چپ به كار رفته ؟

طاووس عارفان ، بايزيد بسطامي يك شب در خلوت خانه مكاشفات ، كمند شوق را بر كنگره كبرياي او درانداخت و آتش عشق را در نهاد خود بر افروخت و زبان را از عجز و درماندگي بگشاد و گفت : بارخدايا ! تا كي درآتش هجران تو سوزم ؟ كي مرا شراب وصال دهي ؟

الف) 5 – 2

ب) 6- 1

ج) 4- 3

د) 5- 1

2) مفهوم بيت مقابل در كدام گزينه آمده ؟

اگر ز خلق ملامت و گر ز كرده ندامت / كشيدم از تو كشيدم شنيدم از تو شنيدم

الف) من از مردمان ملامتي نشنيدم ولي به خاطر عشق ، هر چه از ملامت شنيدم از تو بود

ب) از ملامت غير و سرزنش خلق به خاطر عشق بيهوده تو پشيمانم

ج) تنها به خاطر تو ملامت هاي مردم را تحمل كردم ...

د) با اين كه ملامت غير را تحمل كردم ولي از عشق تو نادم نيستم

3) در بيت زير كدام آرايه ها ديده مي شود ؟

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم / به خواب عافيت آنگه به بوي موي تو باشم

الف) تشبيه ، اغراق ، حسن تعليل

ب) جناس ، استعاره ، لف و نشر

ج) ايهام ، جناس ، تشبيه

د) اغراق ، تشبيه ، پارادوكس

4) كدام يك از نويسندگان جزو طنزنويسان معاصر نيست ؟

الف)جلال رفيع       ب) نسيم شمال       ج) ابولقاسم حالت      د)عبيد زاكاني

5) نام كداميك از سرايندگان اشعار زير نادرست است ؟

الف)به صوت خوش چو حيوان است مايل / ز حيوان كم نشايد بودن اي دل – عمادالدين علي فقيه كرماني

ب)در هر نفسي كه مي تپي اي دل من / يادت نرود اجازه از عشق بگير – مصطفي علي پور

ج) گفتند كه لحظه اي است روييدن عشق / آن لحظه هزار بار تقديم تو باد – وحيد اميري

د) سحر به شاخسار بوستاني / چه خوش مي گفت مرغ نغمه خواني ... – بيدل دهلوي

6) كداميك از شخصيت ها در زمان منصور حلاج به مخالفت با او برآمد ؟

الف)جنيد بغدادي   ب) شبلي     ج) ابوالقاسم قشيري    د)عبدالله خفيف   

7) معني كلمه مشخص شده چيست ؟

چون به زير طاقش بردند به باب الطاق ، پاي بر نردبان نهاد . گفتند : حال چيست ؟ گفت معراج مردان سر دار است !

الف) چوبه دار    ب) محله اي در بغداد       ج) زندان        د) دري كه عمودي باز و بسته مي شود

8) نقش ‹م› در بيت زير چيست ؟   

موي سپيد را فلكم رايگان نداد / اين رشته را به نقد جواني خريده ام

الف) مضاف اليه     ب) مفعول     ج) متمم       د) هيچكدام

9) در قطعه شعر زير چند ايهام وجود دارد ؟

شعر سپيد من روسياه ماند / كه در فضاي تو به بي وزني افتاد / هر چند كلام از تو وزن مي گيرد

الف) يك           ب) دو         ج) چهار          د) سه         

10) در عبارت زير چه آرايه هايي به كار رفته ؟

كلبه زندان خويش را در دست دارم و نمي دانم چه مرگي در جانم است !

الف) كنايه ، ايهام ، استعاره

ب) مجاز ، پارادوكس ، ايهام

ج) تشبيه ، ايهام ، سجع

د) پارادوكس ، مجاز ، كنايه

11) تحميديه ها با ........ شروع مي شوند و با ...... به اتمام مي رسند و .... بخش عمده مناجات ها را تشكيل مي دهد .

الف ) برشمردن صفات جمال و جلال الهي – حمدالهي و توصيف عظمت كبريايي – عجز و نياز و طلب عفو و مغفرت

ب ) حمد الهي و توصيف عظمت كبريايي – طلب عفو و مغفرت و عجز و نياز – مضامين عالي تربيتي ، اخلاقي و معنوي

ج ) برشمردن صفات جمال و جلال الهي - عجز و نياز و طلب عفو و مغفرت - مضامين عالي تربيتي ، اخلاقي و معنوي

د) حمد الهي و توصيف عظمت كبريايي - طلب عفو و مغفرت و عجز و نياز – از رحمت و مغفرت خداوندي سخن گفتن

12) معاني كلمات «زخمه – عماد – فاق – شوخ چشم – پيچيدگي»

الف) ضربه – بزرگوار – شكاف نوك قلم – گستاخ – كاژ

ب) مضراب – تكيه گاه – چاك زدن – بامزه – احولي و كج بيني

ج) ضربه – بزرگوار – چاك زدن – احولي و كج بيني – گرفتاري  

د ) مضراب – تكيه گاه – شكاف نوك قلم – گستاخ – كاژ

13) آرايه مشهود و زيباي بكار رفته در عبارت «چاه از آن زمان كه تو در آن گريستي جوشان است» در كدام عبارات زير ديده نمي شود ؟

الف) در احد مگر از كدام باده مهر مست بودي كه با تازيانه هشتاد زخم بر خود حد زدي ؟

ب) تو قلب فسرده زميني / از درد ورم نموده يك چند

ج ) آنچه در كوير مي رويد خيال است ! اين تنها درختي است كه در كوير خوب زندگي مي كند

د ) گويي بط سفيد جامه به صابون زده است / كبك دري ساق پاي در قدح خون زده است

14) بيت زير با كدام يك از گزينه ها قرابت معنايي دارد ؟

من خفته بدم به ناز در كتم عدم / حسن تو به دست خويش بيدارم كرد

الف) من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت / كاول نظر به ديدن او ديده ور شدم

ب) به شادي و آسايش و خواب و خور / ندارند كاري دل افگارها

ج ) دلا تا كي در اين زندان فريب اين و آن بيني / يكي زين چاه ظلماني برون شو تا جهان بيني

د) چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب / مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم

15) كدام قسمت از شعر صداي پاي آب آرزوي تحقق نايافته شاعر را نشان مي دهد ؟

الف) چه خيالي چه خيالي ... مي دانم / پرده ام بي جان است

ب) من نمي دانم كه چرا مي گويند اسب حيوان نجيبي است كبوتر زيباست و چرا در قفس هيچ كسي كركس نيست ...

ج) گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، ميفروشم به شما تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است دل تنهاييتان تازه شود

د) دوستاني بهتر از آب روان و خدايي كه در اين نزديكي است لاي اين شب بو ها پاي آن كاج بلند

 

16) آثار آمده از كدام نويسندگان و شاعران است ؟ «مرصاد العباد من المبدا الي المعاد – سيرالعباد الي المعاد – احوال و آثار رودكي – لباب الالباب – جوامع الحكايات و لوامع الروايات»

الف) سنايي – نجم الدين رازي – سعيد نفيسي – عوفي – عوفي

ب) نجم دايه – سنايي – عبدالحسين زرين كوب – عوفي – حبله رودي

ج) نجم دايه – سنايي – سعيد نفيسي – عوفي – عوفي

د) سنايي – نجم الدين رازي – زرين كوب – حبله رودي – عوفي

17) در عبارت زير چند غلط املايي وجود دارد ؟

حوالي شهر همه كشاورزي و بساطين و اشجار بود و صواد و روستاق هاي بسيار داشت و سلطان آنجا را كشتي ها باشد كه به روم و سقليه و مقرب روند و تجارت كنند . در آنجا خانه ها ساخته بر مثال ربات ها اما كسي در آنجا مقام نكند .

الف) 5        ب)6           ج)3          د)4

18) در بيت زير كدام كلمه به صورت نمادين به كار رفته است ؟

صدف وار گوهرشناسان راز /  دهان جز به لولو نكردند باز

الف) صدف         ب)گوهرشناس          ب) دهان        د) لولو

19) در كدام مرحله از تاريخ كدام نوع شعر تصنع جاي الهام را گرفت ؟

الف) دوره اول – شعر غنايي               ب) دوره اول – شعر تعليمي

ج) دوره دوم – شعر تعليمي               ج) دوره دوم – شعر حماسي

 

 جواب سوالات در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 6 خرداد1388 توسط آيدين سیارسریع
قالب وبلاگ