به منظور انعکاس خدمات دولت
شبکه به جای سیب زمینی
افزایش در زایش
یک منبع خبری : زن تونسی 12 قلو زایید !
ای کاش این بچه ها برای الهام به تولید انبوه می رسیدند که باباشون تک نفری این همه کار را یک جا انجام ندهد تا تشخیص مصلحت نسخه اش را بپیچد !
البته منبع خبری مذکور هر گونه اخبار مبنی بر حضور این خانم در بازداشتگاه های غیراستاندارد را رد کرد !
شبکه تلویزیونی ؛ بار دیگر جبهه حق علیه باطل !
روزنامه ایران پیشنهاد داد که دولت برای خودش یک شبکه جدای تلویزیونی تاسیس کند زیرا مردم همیشه نیاز و حق دارند که خادم و خائن را شناخته و خادم را بنوازند و خائن را بتارانند ! (خداییش من تو کف این فعل آخری ام ! من فقط کپی کردم و نمی دونم مشکل ، غلط املایی ای است که از خبرآنلاین سر زده یا نه ! واقعا همچنین فعلی وجود دارد !)
این دلیل به نظر ما دلیل محکمی نیست . به خاطر این دلایل زیر را حدس می زنیم :
1) 6 شبکه برای پوشش خدمات دولت کافی نیست چون خدمات بسیار زیاد است و در 6 شبکه نگنجد . بر فرض اگر 6 شبکه 24 ساعت اخبار خدمات دولت را منعکس کنند بالکل می شود 144 ساعت . آیا 144 ساعت واقعا کافی است ؟ شبکه 1 که شبکه ملی است و قطعا بی طرف است ، شبکه 2 هم که عشق فیلم سینمایی است آن هم آمریکایی ! پس این شبکه محافظ منافع امریکا در تلویزیون است ، شبکه 3 هم از 24 ساعت شبانه روز 23 ساعتش فوتبال است و هرچند فوتبال امریکایی پخش نمی کند ولی ما از یک طرف می گوییم مرگ بر انگلیس و بعد لیگ برتر انگلیس را پخش می کند . ما پیشنهاد دادیم که لیگ روسیه و چین از این به بعد پخش شود ولی با این پیشنهاد مخالفت کردند . ملت خواستار پخش اینگونه بازی هاست. ما که می دانیم این مخالفت ها از کجا آب می خورد . تازه یک مجری ورزشی سرکش هم دارد که الحمدلله برنامه اش هم فعلا در هاله ای از ابهام است ! در مورد شبکه 4 باید گفته شود که این شبکه 4 هم در اختیار قشر روشنفکر است از آنجایی که روشنفکر جماعت در این 13 میلیون به وفور دیده می شد پس عملا این شبکه هم از دست دولت خارج است ، می ماند یک شبکه خبر که آن هم ... آن هم به شما مربوط نیست !
2) تعداد روزنامه های حامی دولت کم است . آیا واقعا وطن امروز ، ایران ، کیهان ، جوان و چند تای دیگر که اسمش یادم نیست اگر همه کارکنانشان با تمام وجود و اخلاص تمام و در کمال بی طرفی 24 ساعت از دولت حمایت کنند می توانند در مقابل توطعه های روزنامه های متعدد اصلاح طلب که همانا اعتماد است به تنهایی بایستند ؟ حالا خوب شد در اعتماد ملی را گل گرفته اند !
3) برای حمایت از مظلوم در مقابل ظالم مخصوصا اینکه امکانات ظالم نسبت به مظلوم بیشتر باشد و همچنین نمایندگان ظالم در مجلس در اقلیت باشند و تلویزیون مملکت کاملا در اختیار مظلوم باشد و شورای نگهبان هم حمایت خود را از مظلوم به کرات اعلام دارد و غیره (!) لازم است که مظلوم یک شبکه تلویزیونی جدا داشته باشد تا حق به حق دار برسد .
چند اسم پیشنهادی برای شبکه احتمالی
اما اسم هایی که برای این شبکه محتمل است :
1) اعتماد ملی . از آنجایی که روزنامه اش را توقیف کرده ایم می توانیم اسم شبکه را اعتماد ملی بنامیم ! هم اسمش قشنگ است هم کلاس دارد !
2) شبکه خوش خدمت ... البته این به این معنا نیست که این شبکه همه اش کمدی و طنز است ! نه خیر ! آن خوشی حاصل نشاط و شعف بعد از خدمت است .
3) چین چانگ چنگیز ... یعنی شبکه انعکاس خدمات . البته به چینی . برای قدردانی از زحمات ایشان !
4) جومونگ . این اسم را می توان ابتدا برای جذب تماشاگر استفاده کرد سپس به همان موارد فوق تغییر داد . ما هم که نماد تغیییییر ...
ای کاش من هم لاریجانی بودم / با قوه هایم پرمی گشودم !
فوتبال و سیاست
پوتین و مدودف برای تماشای بازی روسیه و آرژانتین به کافه ای رفتند و با هم به دیدن بازی نشستند ! تیم روسیه هم باخت .
نتایج بدست آمده از این اقدام :
1) اثبات شده که وقتی یک سیاستمدار به تماشای فوتبال ملی بنشیند آن تیم بهتر است از بازی انصراف بدهد تا حداقل 3 بر صفر بازی را واگذار کند .
2) اصولا نگاه های سیاستمدار برای زمین فوتبال کمی ثقیل است .
3) دیگر فوتبال به چه زبانی بگوید مرا وارد سیاست نکنید !
آیدین لاریجانی
در پی نصب صادق لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضاییه بنده از آنجایی که اصلا به پست و مقام اهمیتی نمی دهم و تصدی یک پست سیاسی برایم از پرت شدن در جوی فاضلاب هم چندش انگیزتر است از همین جا اعلام می دارم که بنده را از همان بچگی در خانه و محله لاریجانی صدا می زدند . اصلا فامیلی ما لاریجانی بود و پدربزرگم از آنجایی که اخلاقش اصلا با من شباهتی نداشت و چون در آن زمان سیارسریع ها متصدی انواع و اقسام پست های مهم کشور بودند و او می خواست از این آب ماهی بگیرد نام خانوادگی اش را از لاریجانی به سیارسریع تغییر داد .
درخواست عاجزانه و لاریجانانه : اگر می شود یک قوه مطنزه هم بوجود آورید تا بنده ی لاریجانی آن را برعهده بگیرم !
یک جبهه هوای سبز در حال ورود به کشور است !
میرحسین که فعلا کاره ای نیست هم این جبهه اش را مشخص کرد این رئیس جمهور هنوز کابینه اش مشخص نیست . جبهه میرحسین به اسم راه سبز امید راه اندازی شد ! ولی به دلایلی ما پیش بینی می کنیم که این جبهه تشکیل نشود . مشکل ما با اسم این جبهه است .
راه : به نظر ما که هیچ راهی وجود ندارد فعلا ! راه برون رفت از بحران هاشمی را که مسدود کردند و معلوم شد که هاشمی کاره ای نیست .
سبز : سبز هم که فعلا ممنوع است .
امید : باید ببینیم منظور از امید چیست ؟ واقعا امیدی هست ؟ آیا منظور میرحسین از امید ، امیدوار رضایی بوده که ناامید است . آیا منظورش از امید تداعی ترانه «آره تو محشری از همه سری / تو یک افسونگری با دیو و پری» بوده ؟ فعلا هیچ چیز مشخص نیست .
متهم وارد می شود !
اصولا در فرهنگ فوتبالی ما اینگونه آمده که هر مربی ای که از خارج وارد داخل می شود یعنی داخل کشور می شود , ما باید تا آخرین قطره خون در مقابل او مقاومت کنیم و از هیچ تبلیغ منفی ای علیه او فروگذار نکنیم . برای نمونه شما عزیز فوتبال دوست دقت بفرمایید . قبل از جام جهانی 98 یک سری عزیزان که معلوم بود تمام عمر خود را صرف فوتبال شناسی و شناخت دقیق علل برد و باخت کرده بودند علت باخت سنگین ایران را برابر یک تیم باشگاهی اروپایی اینگونه بیان کردند : یک عرق خور را از یوگوسلاوی آوردند آن وقت 7 گل خوردند ! زمانی که افشین قطبی تازه پا به فوتبال ایران گذاشته بود گفتیم او از خانواده پهلوی است و با فلان خانم نسبت دارد . اکنون هم طبق وظیفه به جناب کرانیکار پیله کردیم که وی دائم الخمر است ! بنده یک سری اتهام های درجه یک دارم که حاضرم در اولین فرصتی که مربی خارجی ای به وطن وارد شد طبق وظیفه به ایشان بزنم . این اتهام ها به شرح ذیل است (این ذیل هم کلمه جالبی است ها!) :
خبر : توپولف سرمربی روسی وارد ایران شد !
اتهام : آقای توپولف نقص فنی دارد . این آقا آنقدر مبلغ بالایی می خواهد انگار در آسمان ها سیر می کند ! این آقا از سال 2001 به دلایل نامعلومی از سوی کشور ترکیه ممنوع الورود اعلام شده ! به نظر ما این مربی به زودی سقوط خواهد کرد .
خبر : محمد الحجابی با اخلاق ترین مربی عرب هدایت تیم سالم سازی اراک را به عهده گرفت !
اتهام : همانطور که از اسم و رسم و سوابق این فرد بر می آید این آقا به علت حجب و حیای زیاد احتمالا حتی یک عکس هم با شورت ورزشی ندارد . این برای یک مربی در کشور ما بسیار خطرناک است !
خبر : فابیو کاپلو از تیم ملی انگلیس (استعمارگر پیر) ابراز انزجار کرد و گفت حاضرم برای شموشک جانم را به طور قسطی فدا کنم ...
اتهام : آقای فابیو کاپلو بر اساس مشاهدات ما و تایید آگاهان در زمین بازی بسیار داد و بیداد می کند . به علت اینکه او ممکن است در جریان حرص و جوش خوردن های متوالی اش کراوات خود را بدرد اعلام می کنیم که این آقا حاضر شده برای منافع خود از عقاید و عادت های خویش بگذرد و برای همرنگ شدن با ملت ما اینچنین به طور نمایشی حتی کراوات خود را هم از تن به در کند ! البته جا دارد اعلام کنیم که این اتهام ما بیشتر جنبه پیش بینی ای محال گونه دارد ولی احتمالش از نظر ما زیاد است !
خبر : مذاکرات بین باشگاه جوات های کوچه پشتی با اشپیگل فرانکفورترتبار مونیخ زاده سرمربی برجسته ی آلمانی به مراحل پایانی خود رسید .
اتهام اول : ما طی تحقیقاتی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که آقای اشپیگل مدیر کارخانه صابون سازی ای بوده که صابون هایش از روغن انسان های سوزانده شده توسط هیتلر بدست می آمده . هرچند این آقا می گوید که سنش 45 است ولی ما اعتقاد داریم این یک سیاه نمایی و پروژه ای برای مظلوم نمایی این آقا می باشد . بعضی افراد خیانت کار با مقاصدی خاص (که البته ما می دانیم از کجا حمایت می شوند) اعلام می دارند که بنابه گفته ما سن مربی مذکور حداقل باید 96 سال باشد چون هیتلر سال 1933 صدراعظم آلمان شد ولی اشپیگل بیش از 50 سال را نشان نمی دهد . ما به این مزدوران و خائنان به فوتبال مملکت فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» را بارها نشان دادیم و گفتیم این را دیگر خود حامیان شما ساخته اند ! نمی توانید این امور خارق العاده را انکار کنید !
اتهام دوم : بر اساس تحقیقات گسترده ما ، یکی از محققان خدوم و زحمتکش مان طی پرس و جوهای ویژه ای که به عمل آورده متوجه این امر شده که این آقای اشپیگل نمی دونم چی چی یک نامزد در ایران به اسم نازی داشته . خب . آدم اگر یک مثقال هوش در ذهن داشته باشد به راحتی در می یابد که این نازی با نازی های معمولی فرق دارد . این نازی از نوع دخترهای حاج زلفعلی خان نیست و اشپیگل بی دلیل نام نازی را برای نامزدش اختیار نکرده ! همین نازی به ما کمک می کند که پی به روابط اشپیگل با حزب نازی ببریم ! ولی ای کاش نمی بردیم چون متاسفانه نازی ها نژاد پرست هم بودند و ما مجبوریم علی رقم میل باطنی بدون ذکر اتهامات نژادپرستی اشپیگل مطلب را به پایان ببریم ! حیف ! این نژاد پرستی هم اتهام ملسی بودها !
زندانیانی که مشکل قانونی ندارند !
لاریجانی : در مورد بازداشت شدگان در حال پیگیری هستیم و به کمیته گفتیم که اگر این افراد مشکل قانونی نداشته باشند آزاد شوند .
اصولا کسی که مشکل قانونی نداشته باشد را چرا باید زندانی کرد ؟
الف) چون قانون ما فرق دارد .
ب) چون لباس اغتشاشگر عکس دیوید بکهام داشت . خب یعنی طرف با انگلیس ارتباط داشته .
ج) چون سر به زیر بود یعنی داشت روی زمین دنبال رایش می گشت . و چون تردید در مورد صحت انتخابات از دید کارشناسان مخصوص ما گناه است پس فرد دستگیر شده اساسا مشکل مذهبی دارد .
د) داروی مننژیت اضافی کرده بود گفتیم چند نفر را بیاوریم زندان
وحدت کلمه
یک عدد حامی دولت گفت این انتخابات یکی از شگفت انگیز ترین انتخابات بوده . البته به نظر ما مخالفان دولت هم همین را می گویند . آنها هم بارها اذعان داشته اند که این انتخابات شگفتی ما را برانگیخته . پس دلیل این همه بحران و مشکل چیست ؟ یک مقام خوشحال از این وحدت کلمه بین جناحین ابراز خشنودی کرد . البته چیزی که زیاد دیده می شود وحدت کلمه است که چند نمونه اش را ذکر می کنم .
رئیس جمهور: مشایی باید برود
بقیه : مشایی باید برود .
که واژگان بالا و پایین در دو جمله فوق به علت حفظ وحدت کلمه حذف شد .
یا برای مثال به جمله «زندانیان را خلاص کنید» دقت کنید . جناحین هر دو بر این جمله تاکید دارند ولی اگر خلاص معانی مختلفی نمی داد وحدت کلمه بیشتر حفظ می شد .
ابطحي جان ! ليپوساكشن كردي ؟
يكي از نمايندگان موجود در مجلس فرموده اند كه : فراكسيون اقليت غلط مي كند كه در مراسم تحليف شركت نمي كند ! آنها اگر جرات دارند شركت نكنند (تابناك)
در پي استفاده از اين نوع ادبيات جديد در ميان سياسيون و نمايندگان مردم پيش بيني مي شود ادبيات اصناف مختلف به انواع زير تغيير پيدا كند .
يك آدمكش : عزيزم ! ببخشيد . اساعه ادب است . حقير مدتي است خواسته اي از جنابعالي داشتم ولي هيچ وقت به خود اين اجازه را ندادم كه اين موضوع را با شما مطرح كنم ! ببخشيد ! مي توانم شما را بكشم ؟
يك مربي فوتبال داراي عدم تحصيلات آكادميكي و مكتبيتيكي به بازيكن شل و ول خويش : گلم ! آيا مشكلي بر تو حادث شده كه اينگونه شل بازي مي كني ؟ بميرم مصدوميتت را نبينم ! خب از قبل بازي مي گفتي !
يك همسرسخنگوي دولت ، عضو حقوقدانان شوراي نگهبان ، وزير دادگستري ، رئيس سازمان مبارزه با قاچاق كالا : آقاي هاشمي ! شما چقدر ماهيد !
يك لباس شخصي : ببخشيد ! با عنايت به شرايط ويژه كشور و با رعات اصول و قوانين حقوق شهروندي بايد به شما عرض كنم كه اين شعار شما به هيچ وجه مطابق خط مشي ما نبود و شما اگر خواستيد مي توانيد در دادگاه مطابق قانون اساسي محاكمه شويد !
يك بازجو : ابطحي جونم ! چقدر لاغري بهت مياد ! ليپوساكشن كردي ؟
يك توپولف : مسافران عزيز ! من دارم سقوط مي كنم ... تا ايستگاه قزوين هم بيشتر نمي روم ! لطفا پياده شويد ...
يك باتوم چيني : عزيزي كه داري كتك مي خوري ! من خيلي سفتم برو كنار بهت نخورم ...
درمان به ازاي اغتشاش !
با توجه به اينكه اعلام شده 2 تن از بازداشت شدگان اخير (روح الاميني و كامراني) بر اثر مننژيت به ديار باقي شتافتند ما به اين نتيجه رسيديم كه بياييم فوايد زندان رفتن را بنويسيم . به يك مورد فعلا اكتفا مي كنيم .
خبر ... وزير بهداشت : بيش از دو هزار آمپول پني سلين و درمان مننژيت را براي زندانيان خريده ايم .
فرد مننژيت دار : سلام عليكم
برادر خدوم : چيه ؟
مننژيت دار : چه لباس قشنگي داري . شخصيه ؟
برادر خدوم : آره تازه خريدم ! خيلي معلومه كه شخصيه ؟
مننژيت دار : آره كارت درسته . غرض از مزاحمت بنده يك مقدار مننژيت داشتم .
برادر خدوم : خب كه چي ؟
مننژيت دار : گفتن يه مركزي درست شده كه مننژيتي ها رو رايگان درمان مي كنن . اينجاست ديگه . درست اومدم ؟
برادر خدوم : درست اومدي . اغتشاش مغتشاش چي تو دست و بالت هست ؟
مننژيت دار : والا اغتشاش كه زياد بلدم . چي به كارت مياد ؟
برادر خدوم : حالا چند باري كه اغتشاش كردي رو اعتراف كن .
مننژيت دار : خب من چند بار ساعت 9 لباسم رو اتو كردم . 18 سالم كه بود يه پيراهن سبز داشتم . يه بار حدود 5 سال پيش ساعت 10 بود كه با پسرخاله ام رفته بوديم پشت بوم . بعد پسرخاله ام از بالا افتاد پايين يهو گفتم الله اكبر ! البته يا ابوالفضل هم گفتم ولي فكر نكنم اينجا به درد بخوره . يه بار چند سال پيش رفته بودم نماز جمعه ديدم امام جمعه هاشميه . يه پيراهن چيني خريده بودم كه مارك پشت يقه اش خيلي اذيت مي كرد بعد گفتم : مرده شور هر چي چين و چينيه ببره ! دو بار در سالهاي 76 و 80 به خاتمي راي دادم . معمولا كيهان رو براي پيچاندن دور سبزي استفاده مي كنم . خانمم هم مانتويش را گاهي در كيهان مي پيچه . خوبه ؟ فكر كنم كافي باشه ديگه !
برادر خدوم : خب پسر ! تو كه اينهمه پتانسيل داري چرا سرسپرده نيستي ؟ ارتباط با خارج نداشتي ؟ !
مننژيت دار : در مورد سرسپردگي من معمولا هر سه هفته يك بار يك آرايشگاهي مي رم كه سرم رو كاملا به اون مي سپرم . خيلي بهش اعتماد دارم . تا حالا آرايشگاه موهاي افشون رفتي ؟
برادر خدوم : نه آقا ! براي ما مسئوليت داره . سرسپردگي هم حدي داره ديگه !
مننژيت دار : برادر ! اين آمپولهايي كه وزير بهداشت گفت كي ميرسه حالا ؟
برادر خدوم : نمي دونم دقيقا ... فكر كنم ديگه همين روزهاست كه برسه . اين مننژيتت حاده ؟
مننژيت دار : آره ديگه . حالا آمپولش برسه ببينيم چي ميشه .
برادر خدوم : بميرم الهي ...
مننژيت دار : قربون محبتت ! غصه نخور حالا . بريم ؟
برادر خدوم در حالي كه اشكش را پاك مي كند : دستت رو بيار جلو اينو ببندم . بريم ...
- هموگلوبين افزونت موجب پيگيري ماست ...
در پي مرگ پسر عبدالحسين روح الاميني (رئيس انستيتو پاستور و عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران) طي بازداشت هاي اخير نمايندگان اصولگراي مجلس دريافتند كه نقل و نباتي كه در فضاي امنيتي پخش مي شد (1) تاريخ گذشته بوده و به فكر استيضاح و سوال و پيگيري افتادند .
در همين راستا نتايج آزمايش هايي كه يك آزمايشگاه معتبر به تازگي انجام داده به شرح ذيل است :
خون يك اصولگرا : رنگين ، صاف ، زلال ، شفاف ، خوب ، مامان ، خواستني ، هموگلوبينش همه رو كشته
خون بقيه : كم رنگ گاهي غليظ و پررنگ متمايل به سبز لجني ، داراي فشار كم ، جمع شده در منطقه متورم ناشي از باتوم ، كثيف ، داراي هوگلوبين اندك !
نتايج حاصله آزمايش :
1) هر چه خون رنگين تر ، پيگيري بيشتر
2) هر چه خون بي حال تر ، صاحب خون باحال تر و اغتشاشگر تر . چون خيلي كتك خورده بي حال شده.
3) آزمايش روي خون بقيه نشان مي دهد خون ايشان خارجي بوده و به عناصر بيگانه وابسته هستند .
4) گاهي اوقات (اوقات تندروي) در نمونه اول خون به مغز نمي رسد .
اندر فوايد برجستگي
قاسم روانبخش شاگرد برجسته آيت الله مصباح يزدي كه حالا نمي دانيم اين برجستگي دقيقا در كجايش وجود دارد كه اينگونه مصاحبه مي كند در آخرين مصاحبه خود گفت كه : راهپيمايي ما در قم مجوز داشت و 20 هزار نفر هم شركت كننده . عكس هايش هم موجود است ! در راهپيمايي هايي كه آقاي كروبي و ... راه مي انداختند 2 ، 3 هزار نفر بيشتر نبودند .
نكات استخراجي :
1) يك عكس دقيقا 20 هزار نفر را در خود به تنهايي جاي مي دهد !
2) عكس هاي راهپيمايي سبزها همه مونتاژي است و آدم هايش همه تكراريند در عكس ها !
3) آدم بايد هميشه مواظب خودش باشد تا برجسته نشود . از قديم گفته اند هر گونه برجستگي موجب فرورفتگي است .
همچنين اين برجسته عالم فرمود : تفاوت راهپيمايي ما با راهپيمايي هاي هواداران موسوي اين بود كه راهپيمايي ما داراي مجوز قانوني از استانداري و بهصورت مكتوب بود اما راهپيماييهاي تهران بدون مجوز قانوني برگزار ميشدند .
سوال : كدام يك از موارد زير موجب اخذ مجوز راهپيمايي مي شود ؟
الف) برجستگي
ب) رعايت اصول شاگرد و استادي
ج) داشتن حق
د) نداشتن حق
وي (كه خدا خودش نه پدرش را بيامرزد كه خداوكيلي سوژه ملسي است) در ادامه اظهار داشت كه : اي كاش آيت الله استادي به جاي انتقاد از راهپيمايي ما به نماز جمعه تهران كه اراذل و اوباش در آن به رقص و پايكوبي پرداختند به اظهار نظر ميپرداخت.
سوال : چرا معترضان در نماز جمعه 26 تير به رقص و پايكوبي پرداختند ؟
الف) زيرا احساس مي كردند كه حقشان خورده شده . براي اين رقصيدند .
ب) زيرا قانع نشده اند براي همين مي رقصيدند .
ج) زيرا با مواضع تلويزيون مخالفند و دوستان و نزديكانشان زندانند و در خيابان كتك مي خورند .
د ) زيرا از بابت اين كه اقناع نشده اند و احساس مي كردند كه حق و رايشان خورده شده و با مواضع تلويزيون مخالف بودند و دوستان و نزديكانشان زنداني اند و خودشان در خيابان كتك مي خورند خوشحال بودند و آدم خوشحال هم طبيعتا مي رقصد .
