عرضم به حضور شما که در روز قدس به قول خبرگزاری فارس عده ای منحرف و روزه خوار و سیگارکش با اندیشه های مبتذل و غیرارزشی به گفته صدا و سیما اقدام به شعار انحرافی مرگ بر روسیه کردند . در همان روز رئیس جمهور محبوب بحث محترم هولوکاست را مطرح کرد . سپس جمعی که چه عرض کنم کل جهان من جمله روسیه اعلام کردند که این حرف ها چیه ؟! این حرف ها لطفا زده نشود ! خب از این اعتراض روسیه برداشت می شود کشور دوست و برادر روسیه بر موجودیت و مشروعیت اسرائیل اصرار دارد ! پس ملت ایران حق داشت که ضمن مشت محکم به روسیه شعار مرگ بر روسیه را هم سر بدهد . چون وقتی ما اسرائیل را نابود کردیم حتما هم پیمانان او را هم انگولک می کنیم . حال سوال اینجاست که : چرا صدا و سیما به رغم اسرائیل دوستی روسیه شعارهای مردم را مبنی بر انزجار از دولت روسیه شعار انحرافی عنوان کردند ؟ جواب قانع کننده : حالا شاید منظورشان از شعارهای انحرافی همان نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران باشد . پس شعار های ارزشی بعدی اینگونه می باشد :
1) میرحسین عمروعاص / جونم واسه کاراکاس !
2) خلیج فارس عرب ... تثبیت باید گردد .
3) برادر روسیم ! دریای پهن خزر ! حق مسلم توست ! 4
) هم غزه هم لبنان / ایران چیه بابا جان ؟ و ...
از این به بعد تصمیم گرفتم یک قسمت جدید و کوتاه رو در هر مطلب بگنجونم ! به نام اشانتیون !
اشانتیون امروز : خبرگزاری تابناک : 17 آقازاده در خانه فساد دبی دستگیر شدند . ادامه خبر توسط ما : پیش بینی می شود که این آقازاده ها اکثرا در انتخابات ایران به میرحسین موسوی رای داده اند و در این خانه ها داشتند آموزش می دیدند و به احتمال قوی به یقین (!!!) محمد قوچانی هم بین ایشان بوده هر چند آقازاده نیست و پاسپورت هم ندارد و اکنون هم در زندان است ! ساعت 1 بامداد روز شنبه ... ها ؟ خب بابا ! عین این گزارشگرهای فوتبال حالا دیگه یکشنبه 29/6/88
برج آزادی پس از 30 سال سکوت
لطفا مرا نشویید !
- سلام ! لطفا خودتان را معرفی کنید .
برج : با سلام ! آزادی هستم 40 ساله متولد تهران .
- خیلی بیشتر از این ها نشان می دهید ! معتاد هستید ؟!
برج : خیر آقا ! درسته زیاد دود می خورم ولی هیچ وقت نکشیدم !
- درست است که اسم شما قبلا شهیاد بوده ؟
برج : با اینکه از آهنگ هاش خوشم نمیاد باید بگم بله ... قبلا بوده .
- مگه شما آهنگ هم گوش می کنید ؟
برج : اختیار دارید . من زحمت ها برای موسیقی این مرز و بوم کشیده ام . یک بار به مجید اخشابی تعارف زدم و گفتم : شما بالای سر ما جا دارید ! اون هم نامردی نکرد . اومد بالای سر ما کلیپ ساخت !
- به عنوان سوال بعدی می خواستم بپرسم که جسارتا پاهای شما چقدر باز است ؟! خجالت نمی کشید ؟ آن هم در انظار عمومی ؟!
برج : آخه ماجرا داره . سر یه کل کل با ایفل نامرد بود . آخه این ایفل همیشه حسرت قد ما رو می کشید ...
- خالی نبندید ! برج ایفل دقیقا 325 متر ارتفاع و شما 63 متر ارتفاع دارید ! حسرت نداره که !
برج : دروغ می گه بابا ! با آنتن این قدری شده . تازه اون موقع پاهای من جمع بود . یه روز بهم گفت بیا پاهامون رو 180 باز کنیم ببینیم کی مردتره ! ما هم شیر شدیم تا 60 باز کردیم بعد خبر رسید که ایفل داره قاه قاه می خنده ! ما هم هر کاری کردیم دیگه پاهامون جمع نشد !
- ولی به نظر ، مردی شما اینطوری بیشتر ثابت شد !
برج : فراموشش کن داداش !
- جناب آزادی ! حقیقت دارد که روی شما نوشته اند : ...
برج : قویا تکذیب می کنم !
- من که هنوز نگفته ام ! می گفتند روی شما نوشته اند : لطفا مرا بشویید !
برج : آهااا ! این که نه ... اون هم نه !
- پس بالاخره شما را می شویند یا نه ؟
برج : متاسفانه بله .
- چرا متاسفانه ؟ شما سی ساله که شسته نشده اید ! باید خوشحال باشید .
برج : مرد حسابی .الهی مرده شور بشورتت ! تو خودت اگه 30 سال هم حمام نمی رفتی حاضر بودی جلوی این همه آدم بشورنت !؟ آقایان چرا از من استفاده ابزاری می کنند ؟ من مگر نیکول کیدمند یا آنجولیا رابرتز هستم ؟! یکهو صادرم کنند دبی دیگر !
- نه والا ! راست می گی ! خب شما چه درخواستی از شویندگانتان دارید ؟
برج : اول اینکه شوینده مرد باشه ، درسته اسممون آزادیه و به لیبرال ها می خوره ولی غیرت داریم ! لطفا سرم رو با شامپو بچه بشویند چون چشمم می سوزه . در ضمن سنگ پا فراموش نشه . شستن زیرم هم با اجازه قبلی باشه و آخرش هم مشت و مال مشتی فراموش نشود ! همین
- خب بسیار متشکر از شما آقای آزادی که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید .
- من هم خیلی متشکرم که بعد از 30 سال وقتم را در اختیار شما قرار دادم !
توجه توجه : خوانندگان گرامی این مطلب فقط برای خالی نبودن عریضه نوشته شده و هرگونه برداشت سیاسی و غیرسیاسی ، ناموسی و غیرناموسی از این مطلب عین حماقت است !!
ابطحی علیه برنج خارجی تبلیغ می کند !
صدا و سیما از تبلیغ برنج خارجی منع شد . ما برای رونق کار برنج کاران ایرانی و همینطور جلوگیری از ضرر 6 میلیاردی صدا و سیما یک راه فوق العاده جلوی پای مسئولان از نوع ضرغامی و غیرضرغامی اش قرار می دهیم و در این پیشنهاد هم می توان برنج خارجی را تبلیغ کرد و هم می توان تبلیغ نکرد ! اما چگونه ؟ پیشنهاد ما این است که تبلیغات برنج خارجی در تلویزیون پخش شود منتهی همانطور که سیگارهای مختلف را تولید و وارد می کنیم و رویش می نویسم سیگار سرطان زاست و عکس لولو رویش می کشیم اینجا هم می توانیم پس از اتمام تبلیغ برنج جناب ابطحی را مجددا در مقام اعتراف ظاهر کنیم .این طوری زندانی به یک درد جامعه اش می خورد و شاید بتواند آن گناه مشورتهایی که به خاتمی در چند سال اصلاحات داد را بشوید ! دیالوگ ابطحی در حالیکه غمگین در زندان نشسته است :
ابطحی : من مدت ها اینجا نشستم و فکر کردم ! پیش خودم گفتم آخه من برای چی اینقدر لاغر شده ام ؟! این جا که اینقدر همه چیز خوب است .
در این حین بازجوی ابطحی وارد می شود و با قیافه ای شادمان و لبخندی زیبا روی لب می گوید :
می دانی برای چه چیز اینگونه لاغر شده ای ممدعلی جونم ؟
ابطحی هم اظهار بی اطلاعی می کند . باز جو در جواب یک کیسه برنج خارجی در دست می گیرد و در حالیکه هنوز لبخند ملیحش را دارد رو به دوربین می گوید : برای اینکه از برنج خارجی استفاده کرده ای !!
بازجو و ابطحی در این لحظه هر دو قاه قاه می خندند و نه برنجکار ایرانی ضرر می کند و نه صدا و سیما . تازه یک دلیل دیگر برای لاغری ابطحی هم پیدا می شود .
تذکر : امیدوارم برای نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی مورد بازخواست قرار نگیرم ! همانطور که می دانید این مطالب جنبه طنز دارند و باز هم همانطور که همه می دانند این پیشنهادات هم ما به درد هیچ کس نمی خورد !
یک نتیجه گیری مهم و کاربردی
کنفرانس مطبوعاتی جناب رئیس جمهور یک درسی به ما داد . یعنی ما توانستیم یک نتیجه گیری بکنیم .
آن اینکه آدم ها سه دسته اند . دسته اول کسانی که نمی فهمند و غافل هستند . دسته دوم کسانی که نمی فهمند و غافل می کنند . دسته سوم که خودمان باشیم کسانی هستند که می فهمند و کلا خیلی خفن آلود و هوشیار و ماه هستند ... نه غافل می کنند نه غافل می شوند .
ساعت 15:34 روز 17/6/88
در حالیکه دراین موقع شکممان باید شش و هشت بزند 17 روز است دچار سرنوشتی تراژیک شده است !
چاوز مثل بامیه گرد و خوردنیست !
آرزو
در پی شیوع تب کنگو در جوامع مختلف یک مقام بی مقام نان به نرخ روز خور گفت : شانس هم که نداریم ! حداقل یک تب روسی یا چینی هم نیامد که ما در اثر گرفتن این بیماری حداقل شهید بشویم !
آرژانتین حیا کن ! تیم ملی رو رها کن
الحمدلله به حول و قوه الهی آرژانتین هم از سوی برزیل لوله شد تا آرژانتین بفهمد که دنیا بی صاحاب نیست و چوب خدا صدا ندارد و اینترپل و اینترمیلان هم خودش است و به ما فحش خارجی ندهد و فکر نکند که ما نمی فهمیم و وزیردفاع خودشان گر خفن نیست به ما گیر الکی ندهند !
چاوز : حالا بخورم ؟!
هوگو چاوز در افطاری دولت در حرم امام رضا با ایشان هم سفره شد ! نقل قول های متفاوت و پراکنده ای از زبان چاوز نقل محافل است . تیتر نشریات در روزهای آتی اینگونه پیش بینی می شود :
یک روزنامه سیاسی = چاوز در سفره افطار : آخیش ! حالا می تونم بخورم ؟
یک ماهنامه زرد : من زولبیا و بامیه را از احمدی نژاد و جومونگ هم بیشتر دوست دارم !
یک هفته نامه پزشکی و غذایی (!) : چاوز : افطارم را با یک عدد خرما باز می کنم ! خرما خیلی مفید است ! اگر امکانش هست چهار پنج تا کارخانه خرماسازی هم در ونزوئلا افتتاح شود ممنون میشوم !
دولت یکصدا گفت : من بارها در محافل مختلف گفته ام ! چاوز مثل بامیه گرده ! آدم دلش می خواد بخورتش !
به علت کمبود اعصاب از پذیرش هرگونه آدمیزاد معذوریم !
بعد از سالها امسال طی برگزاری انتخابات جنجال برانگیز و حوادث تلخ پس از انتخابات و محاکمه سران اصلاحات و فضای امنیتی موجود پس از انتخابات صلاح بر این شد که مرقد امام در شب قدر یک کمی تعمیرات شود و ملت محترم دقت کنند که این تعمیرکنندگان به علت داشتن آلات تعمیر اعم از کلنگ و بیل و چند وسیله تیز دیگر و نداشتن اعصاب از پذیرش هرگونه اصلاحات ، ممد خاتمی ، اغتشاشگر ، فعال حقوق بشر و غیره معذور است و با شرکت کنندگان به سختی برخورد می شود !
رئیس جمهور برای بچه بدآموزی دارد !
چاوز عزیزم ای هلو !
چاوز برای هفتمین بار به تهران سفر می کند . در این مورد حافظ ما که قبلا مواضعش را برای شما روشن کردیم چنین فرمود :
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان چاوز / ایرانو هی ببینی در هفتمین روایت !
ای چاوز عزیزم در اوجی من حضیضم / اینجا که باز آمدی کمی بکن رعایت !
زین جا که باز رفتی الهی با دست پر / با اوباما نگیری عکسی تو با رفاقت !
پس چاوز جواتم کاری مکن بگوییم / از کاراکاس خیانت از توپولف هدایت !
یک بوس کوچولو
جام جم آنلاین : 100 درصد مینی بوس های تهران فرسوده اند و همگی بالای 30 سال عمر دارند .
من بر خود لازم دیدم در مقابل این گستاخی بزرگ یک مشت محکم از قبل نگه داشته ام به منتشر کننده این خبر بزنم . اولا به نظر ما و همه کارشناسان خبره مهم تجربه است و در این شرایط حساس جوانگرایی کار بسیار خطرناک و ریسک بزرگی است . ثانیا این گونه وسایل نقلیه به جای اینکه یک فکری به حال اسمشان بکنند و خود را با امنیت اجتماعی تطبیق دهند در ازای پس گردنی ما پدرشان را آوردند و گفتند: «این سردسته ماچ کن ها و بوس گیر ها «اتوبوس» است . حالا چی میگی ؟» بعد انتظار دارند که این افراد منحرف را معاینه فنی هم بکنیم . خدا مرگمان دهد ! دیگه چی ؟
رئیس جمهور لولو !
خبرآنلاین : والدین آمریکایی از اینکه فرزندانشان به سخنرانی اوباما برای دانش آموزان مدارس دولتی گوش فرا دهند مخالف هستند.
در همین رابطه گفتگویی را با یک کودک امریکایی داشتیم .
خبرنگار ما : سلام کودک امریکایی جهانخونخوار ! خودت را معرفی کن
کودک : کودک جهان خوار هستم از نیویورک .
خبرنگار ما : آفرین بچه خوب که خودت از اون اول بسم الله اعتراف تمیزی کردی . خب بگو ببینم بابا و مامان نمی ذارن سخنرانی آقا مبارک رو گوش بدی ؟
کودک : منظورت باراک لولوئه ؟
خبرنگار ما : آره بچه جون ! همون باراک . گفتی لولو ؟ برای چی لولو ؟
کودک : آخه مامان می گه این رئیس جمهوره سیاهه عین لولوئه و من را می خورد !
خبرنگار ما : عجب مامان غیوری داری . بهت تبریک می گم ! خب نظر بابا چیه ؟
کودک :حرفهای بابام کاملا با توصیه های مامان در تناقضه ! بابا می گه این مرده چون سربازهاشو می خواد از عراق بیاره بیرون و جنگ تو کتش نمیره سوسوله ، من هم زیاد به حرفهاش گوش کنم سوسول میشم مثل کامران و هومن !
خبرنگار ما : آفرین ! با فرهنگ و ادبیات فاخر فارسی هم که آشنایی کامل داری ! باریکلا ! حالا بگو ببینم ایران رو می شناسی ؟
کودک : من فقط می دونم ایرانی اسم یک نوع توالت خفنه ! خیلی هم دوستش دارم .
خبرنگار ما یک دانه بر سر کودک می زند : بسه دیگه ! رو دادم پررو شدیا ! برو پی کارت ببینم . با اون ننه بابای جواتت .
ساعت 2:20 نصف شب ! تمام
پیشنهاد می شود یک دور تیترها را دوباره با ریتم و حرکات موزون بسرایید !
دشمنان در پی موفقیت تیم ملی
پیشنهاداتی چند به وزارت راه
روزانه در جاده های ایران 24 نفر جان خود را از دست می دهند . حالا که آقای بهبهانی(تبعد الله انواع الزاکانی لحوله) باز هم وزیر راه شد و با توجه به سابقه انتقاد پذیری ای که ما و آقای زاکانی از ایشان سراغ داریم راه حل های زیر را برای کاهش خطرات احتمالی در جاده ها پیشنهاد می کنیم :
الف) از این به بعد عدد 2 یا 3 را جایگزین عدد 24 کنیم که از این به بعد به جای 24 بگوییم 2 و نگرانی را کاهش دهیم یا به جای واژه روزانه از ماهانه و به جای ماهانه از روزانه استفاده کنیم . البته از ایران هم می توانیم به عنوان یکی از کشورهای خاورمیانه نام ببریم پس با این مصوبات ، خبر اینگونه تغییر پیدا خواهد کرد : ماهانه در جاده های یکی از کشورهای خاورمیانه 2 یا 3 نفر جان خود را از دست می دهند که یک آمار فوق العاده است و حتی می توانیم ابراز امیدواری کنیم که آن کشور خاورمیانه ایران باشد !!
ب) چند جاده کشور را که تصادفات در آنجا زیاد است خراب کنیم . این گونه رانندگان بی دقت حواسشان را جمع خواهند کرد که در صورت عدم رعایت نکات ایمنی یک جاده در کشور تخریب خواهد شد .
ج) دریای خزر را بفروشیم به روسیه تا به مردم تفهیم شود که شمال چیز خاصی ندارد و سفر کردن در جاده کندوان همه اش ضرر است !
د) خانواده هایی که با اتومبیل شخصی قصد سفر دارند را شناسایی کرده و توسط افرادی ناشناس و خطرناک شبانه آنها را برباییم و تهدید کنیم در صورت سفر و رعایت نکردن نکات ایمنی آنها را خواهیم کشت !
سایه رفیق !
مسعود کیمیایی فیلم «تبعید سایه ها» را در تهران و مسکو می سازد . به نظر شما کدام گزینه می تواند محتوای این فیلم باشد ؟
الف) محسن و مسعود دو دوست قدیمی هستند . محسن متوجه می شود که رفیقش در مسکو گروگان گرفته شده است پس رهسپار مسکو می شود .
ب) مسعود و محسن دو دوست قدیمی هستند . مسعود متوجه می شود که رفیقش در تهران(خدای نکرده!) گروگان گرفته شده است پس رهسپار تهران می شود .
ج) دو رفیق با هم به سرزمینی دوردست تبعید می شوند . آنها مثل سایه خودشان کنار یکدیگر هستند و هیچ کدام اجازه نمی دهند قند در دل دیگری آب شود .
د) دو سایه به سرزمینی دوردست تبعید می شوند . سایه ها به تدریج آدم یعنی صاحب سایه می شوند و تازه می فهمند که رفقای قدیمی هستند .
دشمن در پی موفقیت تیم ملی !
تیم ملی کشورمان طی 90 دقیقه تلاش برای احیای ارزش های معنوی و زنده کردن ایثار و فداکاری موفق شد با استقامتی ستودنی و تحملی حیرت آور با خوردن چهار گل از تیم برادر و مسلمان ، بحرین در حالی که اشک شوق بر چشمان مسئولان از این همه از خود گذشتگی و تختی گری جمع شده بود به این تیم قبل از بازی های مقدماتی روحیه دهد ! یکی از مسئولین خیالی ورزشی در انتقاد از گفته های دشمن شاد کن یکی از مربی های اسبق تیم ملی که گفته بود خودمان تیم ملی را بزرگ کرده ایم گفت : آقایان دوست داشتند که ما بازی را ببریم تا بحرین در مقابل عربستان امریکایی روحیه ای برای بازی نداشته باشد ! آقایان باید هرچه زودتر موضع خود را اعلام کنند !
حافظ هم حمایت خود را از دولت اعلام کرد
حافظ از دست مده کشتی این دولت نوح !
مرحوم مغفور حافظ شیرازی بار دیگر حمایت بی دریغ و بی چشمداشت خود را از دولت اعلام کرد . شیرازی با بیان اینکه هر کمکی که از دستم برآید دریغ نورزم اظهار امیدواری کرد تا در آینده ای نزدیک توطئه دشمن و مدعی و شیخ های مزور نقش بر آب شود و بار دیگر موفقیت دولت نهم در دولت دهم ادامه پیدا کند . کارشناس سیاسی ما چند بیت ثقیل جناب حافظ را برای شما شفاف سازی میکند .
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست / جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
مقصود حافظ از این بیت این است که ای دولت ! مجلس با حضور و تایید و تمجید تو برقرار و خوشحال است . با توجه به فعل «غم باد» شاعر حامی دولت گفته که آن دسته از اصولگرایانی هم که به پر و پایت می پیچند و قصد تخریب و عدم رای اعتماد به وزرای مامانت دارند الهی «غمباد» بگیرند و سهم خواهان سهمی نبرند .
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت / بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت !
شاعر می گوید : الحمدلله رب العالمین که سران اصلاحات (لعنت الله علیهم) نتوانستند که با سبز نمایشی و ظاهرسازانه شان باغ سرسبز روییده در دولت نهم را بخشکانند و ما جهت تودهنی به ایشان اول خودمان سبزشان را گرفتیم و بر گردن انداختیم سپس باغمان را با گیاهان و درختان گوناگون مانند هلو ، سیب زمینی ، گوجه فرنگی و ... گسترش دادیم .
چشم بد دور کزان تفرقه ات باز آورد / طالع نامور و دولت مادرزادت !
شاعر می فرماید : ای دولتمردان ! شما همگی مادرزادی دولتمرد بودید و برای این کار زاده شدید . بیت تلمیح دارد به ماجرای منصور و معشوقش . «چشم حسودا کور بشه / هر چی بلاست به دور بشه / بساط عشق من و تو ایشالا جفت و جور بشه» مقصود حافظ این بوده که ای دولت ! به خاطر مادرزاد بودن استعدادت در اداره کشور و حمایت آسمان و ستارگان و مرتاض هندی و این ها بوده که از تفرقه بدخواهان جان سالم بدر بردی ! تفرقه شاید در این جا به معنی بعضی اختلاف نظرهای رایحه خوش خدمت با دولتیان است .
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت !
آهااااا ! اینجا شاعر برای نجات خود از طوفان حوادث و بلایا و مصونیت از به دام افتادن در تله ی دشمنان خود را در کشتی دولت می اندازد . از اینکه شاعر جفتی نیز با خود به کشتی می برد یا نه اطلاعات دقیقی در دسترس نیست . اما واژه بنیاد که در مصرع دوم آمده قطعا تلنگری به یکی از سران اغتشاش ، مهدی کروبی است . حافظ اینجا پیشنهادی برادرانه به کروبی می دهد و با اشاره به «بنیاد» به کروبی هشدار می دهد که همانطور که از «بنیاد» شهید انداختندت بیرون حالا هم اگر سوار این کشتی نجات بخش نشوی عاقبتت دیگر معلوم نیست !
شنبه 7/6/88 ساعت 11 شب
وقتی حافظ به یک طنز نویس حال می دهد
خطر ! کارگران مشغول فرهنگ سازی اند !
هر چند طنز بنده در مقابل طنز فوق العاده ی فرهنگستان فارسی حقیر و ناچیز است ولی حیفم آمد چند واژه ناملموس و بیگانه دیگر و برگردانشان را به فرهنگستان پیشنهاد ندهم .
واژه ناملموس wc : نشیمن گاه آرامش
کاربرد در جمله : فرزند به مادر : مامان ! من نشیمن گاه آرامش دارم !
واژه نامفهوم و ناملموس بسکتبال : دوسبد و یک توپ
مثال : مسابقات بسکتبال NBA : آوردگاه دو سبد و یک توپ سیاهان دراز .
دستگاه بی معنای SHOCK : هوشیارانه
کاربرد در جمله ، بیمار در حال موت ، پزشکان در حال تلاش برای برگشتن بیمار ، پزشک شوک دهنده : هزار و یک ، هزار و دو ، نشد ! اون هوشیارانه رو بده بینم !
احتیاط : استعمال این واژه برای پزشکانی که دارای لکنت زبان دارند به هیچ وجه توصیه نمی شود ! چون به هرحال ایشان تا بخواهند این واژه را بر زبان جاری کنند بیمار دست در دست ملک الموت داده و مشغول صفاسیتی در برزخ می باشد .
ترکیب بیگانه RIGHT CLICK : تق تق صدای راست سو
واژه ناملموس و خارجی آندرانیک تیموریان به «برادر ارمنی لژیونر» تغییر خواهد یافت .
کاربرد در فردوسی پور : چه می کنه این برادر ارمنی لژیونر
ایراد وارده : خود لژیونر یک واژه بیگانه است ! پس به جای لژیونر می توانیم از «خارج بازی کن میهن دوست» بهره ببریم .
اصلاحیه : آندرانیک تیموریان : برادر ارمنی خارج بازی کن میهن دوست .
ورزش بیگانه واترپلو : برنج کته
ایراد وارده : فرهگستان مغز ما یک لحظه بهم ریخت و واترپلو را از میان ورزش ها خارج نمود و تبدیل به اغذیه نمود !
واژه نامانوس هندزفری به ترکیب سهل التلفظ و وطنی «بی دست صدادار» تغییر پیدا کند .
بعدا نوشت : تا به حال تو وبلاگ گدایی نظر نکردم . ولی این دفعه به نظرات شما چه مساعد چه مخالف نیاز دارم شدید ! لطفا بهم کمک کنید
اللهم ! العفو ! العفو ! خلصنا من الاصلاحات
ببخشید زیاد آپ می کنم ! به خدا اگه ننویسم می ریزه طنزم تمام خونه کثافت میشه ! شرمنده !
سیاست گوشتی
سازمان دامپزشکی ایران اعلام کرد که احتمال توزیع گوشت بز در تهران وجود ندارد .
ما خیلی متاسفیم که این خبر تکذیب شد . چون مطابق اطلاعاتی که در بچگی به خورد ما می دادند «بز» حیوانی خردمند و در بعضی موارد همچون کارتون پسرشجاع حتی دکتر هم بوده ! حالا خدا کند بعد از قانونمند کردن القاب علمی همچنان بز مذکور دکتر بماند وگرنه ممکن است یک نسلی سرخورده و افسرده شوند و فردا یقه ما را بگیرند که مرتیکه ! یک عمر بز را به عنوان نماد خردورزی به ما نشان دادی ! حالا میای ردش می کنی ؟ به هر حال ما طبق وظیفه ای که داریم هر دفعه باید یک سری پیشنهاد هم بدهیم هر چند کسی به قول دوستان به بند تنبانش هم حساب نکند این ها را !
گوشت و مخصوصا عرضه گوشت های مختلف می تواند برای آینده کشور بسیار مفید باشد ما جهت استفاده هر چه بیشتر از گوشت های سرگردان و بلااستفاده راه های زیر را پیشنهاد می کنیم (از پذیرش هرگونه مسئولیت در قبال فکر بد در مورد واژه گوشت معذوریم !)
1) گوشت اصلاح طلبان . ما می توانیم با پخش این گوشت طعم ناخوشایند خیانت را به مردم بچشانیم !
2) گوشت محمدعلی ابطحی . چند صد کیلو چربی ای که از ایشان به در آمد می تواند از یک جای شهر آویزان شود و بالایش اینگونه نوشته شود : عاقبت یک اصلاح طلب چاق !
3) گوشت لنکرانی با طعم هلو ...
و ...
اللهم ! خلصنا من الاصلاحات
منصور ارضی یک مداح معروف در تهران به مردم پیشنهاد کرد که هنگام سحر بر سران اصلاحات (لعنت الله علیه) لعنت بفرستند ...
اللهم العفو العفو ! خلصنا من الاصلاحات ! انی اسالک عمری للمشاهده المراسیم الختم الخاتمی ! انی اطلب منک للمساعدتی بالارشاد فی بلمب الاعتماد الملی لاختناق الامتی ! الهی لعنتی علی الجنتی ! لاوالله ! لا لا لا ! لا اطلب منک ! انا اشتبهت فی دعایی! العفو ! العفو ! الهی لعنتی علی الهاشمیه الرفسنجانی ! قاتل الجانی ! فی الحال جیبنا خالی و هو مفسد المالی ... لعنت الله علی المیتی الرجیم ، کروبی الروانی . و لا تخلیه لکلی هنوز ! اللهم ! انی اسالک البرخورد الشدید بالاسود الحدید مقابل المروج التردید فی الانتخابات ... اللهم انی لا اسالک شیئی الا موارد المذکور ...
پایان نوشت : آخه کدوم عادم آقلی ساعت 4:30 صبح طنز می نویسه ؟! نتیجه اش همین چرت و پرتا میشه که نیم ساعته علافشی !
پارک نشستگان
جومونگ در پارک
درباره پارک نشستگان : پیرمرد به عشق دیدار هم هر روز بعداز ظهر در پارکی جمع می شوند و باقی ماجرا ... !
منوچهری : آقایون ! اینجا رو داشته باشید . نوشته جومونگ به ایران آمد .
شامخ : نه بابا ؟ عجب بدبختی ای ... بیچاره بنده خدا !
ماریا کریم : کی ؟ جومونگ ؟
شامخ : نه بزرگوار ! این قلی و گلی ما .
عقاب الدین : چرا گلی و قلی شما ؟
شامخ : آقا چند بار بگم قلی و گلی نه گلی و قلی .
رندمنش : چه توفیری کند جانا ؟
شامخ : بابا جان اگه اول گلی رو بگی از کجا معلوم فردا پس فردا فمنیست در ما نفوذ نکنه ؟
ماریا کریم : عزیز جان ! فمنیست نه فمنیسم ...
شامخ : حالا هر چی !
منوچهری : من نمی دونم شما ها چه علاقه ای به حاشیه رفتن دارید ! آقا شامخ ! مگه چه بلایی سر گلی و قلی اومده ؟
شامخ : آقا این ها تازه به عشق همین مرتیکه جومونگ رفته ان سوال رو بگردن .
ماریا کریم : بابام جان ! سوال رو می پرسن ، نمی گردن که ...
شامخ : نه همین سوال دیگه ... تو کره جنوبیه .
رندمنش : آیا رفته اند خواستگاری دختر کره ای ؟ آنجا پرس و جو و تحقیق می کنند ؟ آخر شاعر می گوید لب لعلی گزیدم که سوال مکن .
عقاب الدین : فهمیدم ! مساله ناموسی شده رفته ان اونجا از این و اون سوال کنن بعدش فک یارو رو با آسفالت یکی کنن . ها ؟
شامخ : نه بزرگوار من ! سوال پایتخت کره جنوبیه .
ماریا کریم و منوچهری با هم گفتند : خیابون سئول رو می گی ؟
شامخ : آها همین سئول ! منتها تو کره خیابون نیست ... مثل اینکه شهره .
ماریا کریم : یعنی تا کره جنوبی رفته ان که جومونگ رو ببینن ؟
شامخ : بله دیگه ... از شانسشون هم حالا که اونا رفته ان کره این پسره اومده ایران !
عقاب الدین : حالا چند روزی هستن ؟
شامخ : 3 روز دیگه بر می گردن .
رندمنش : منوچهری خان . آن نشریه گفته که جومونگ کی از ایران می رود ؟
منوچهری : 3 روز دیگه !
شامخ زد روی پایش : ای بابا ! بندگان خدا ... این همه هزینه کردن !
عقاب الدین : حالا چی هست این جومونگ ؟! من اصلا یک بار هم این ها را نگاه نکرده ام ! به نظرم همه در جهت تنزل سلایق و علایق ملت است !
شامخ : بله بزرگوار ! ملت وقتی این ها رو نگاه می کنه دیگه نمی ره از کوروش و داریوش و رستم و سهراب بخونه ... می گه خدا یکی جومونگ یکی ! والسلام
رندمنش : آری حقیقت گویی . این جوان بیچاره دیگر چه داند از مولانا و حافظ و فردوسی با وجود این سریال ها ؟ همه اش شده نی ناش ناش ، جومونگ ، بلا بلا و طلا ملا و این چیزا ...
ماریا کریم : اصلا این سریال ها عواطف لطیف انسانی و حقوق اولیه بشری رو هم نقض می کنه . گردن طرف را می زنن بعد راست راست راه می رن !
منوچهری : بله ! این جوان های ما کم توهمی و تخیلی هستند ؟ کم در حال ترکاندن و به هوا و آسمان رفتنند حالا این آقا میاد تو سریالش جفت پا هشتاد متر بالا می پره و چند تا هم چرخ تو آسمون می زنه و چهار تا سلام علیک با عقاب و کبوتر می کنه و میاد پایین .
عقاب الدین : البته بنده هرگونه ارتباطی را با این چشم بادامی ها تکذیب می کنم .
شامخ به ساعتش نگاه می کند و می گوید : اوووف !
رندمنش : چه چیز بر تو عارض گشت که اوووف کنی ؟
شامخ : با اجازه از بزرگواران ! من چند دقیقه بابت قضای حاجت شما را ترک می کنم .
عقاب الدین : دوست عزیز ! شما سر ساعت معینی قضای حاجتت می گیرد که ساعتت رو نگاه می کنی ؟
20 دقیقه بعد ...
ماریا کریم : آقایان ! اووف شامخ این قدرها هم نشان نمی داد !
عقاب الدین : اوووخ !
رندمنش : این یک را دیگر چیست ؟ عجب !
عقاب الدین : نه ! چیزی نیست ! یادم آمد دخترم جدیدا تصادف کرده ! باید برم بیمارستان .
منوچهری : آقا ! تا حالا چرا نگفته بودی ؟
عقاب الدین : نه ! چیزی نیست . دیگه من باید برم ... با اجازه .
5 دقیقه بعد ...
رندمنش : آقایان ! ساعت چند است ؟
منوچهری : نزدیک به هفت ...
رندمنش : واویلتاه !
ماریا کریم : چیه بابا ؟
رندمنش : شب شعری در محفل رندان بی استعداد برپاست . باید به آنجا بروم ...
ماریا کریم : الان که روزه ...
منوچهری : این بابا هم رفت .
جناب کریم و منوچهری ، در غم فرقت یارانشان شروع به قدم زدن در خیابان ها کردند . وقتی از کنار آرایشگاه آقا سهراب رد شدند دستی برای آقا سهراب تکان دادند و دیدند 3 نفر دیگر هم که تمام حواسشان به تلویزیون بود برایشان دست تکان دادند ! آن 3 نفر کاملا مدهوش جومونگی بودند که تلویزیون نشان میداد وگرنه از خجالت دوستان خودشان را گوشه ای پنهان می کردند ! ماریا کریم و منوچهری داخل مغازه شدند و به آن سه نفر گفتند : لامروت ها ! حداقل می گفتید جومونگ داره ! یادتون نره ! ماریا کریم و منوچهری هم به جمع دوستان پیوستند و با هم یک دست جومونگ حسابی زدند !
بی طرف ترین ضرغامی های دنیا !
مشکل چاپی
مرتضوی گفته بود که اعتماد ملی به علت مشکلات خودش در چاپ (در روزی که اعتماد ملی بر روی دکه نیامد) قادر به فعالیت نیست . الان نزدیک به دو هفته است که این روزنامه دارای مشکلات چاپی است !
نتایج حاصله :
1)از همین جا پی می بریم که آن آقای دکتر روانپزشک هر چند که بعدا همه گفته هایش رو تکذیب کرد راست گفته که مهدی کروبی دارای مشکلات روانی است ! آخر آدم سالم به علت مشکلات چاپ روزنامه این همه خواننده را سرکار می گذارد ؟
2)احتمالا در مورد بازداشت شده ها ابتدا گمان می رفته که غلط املایی داشته باشند ولی پس از دفاعیات آنها به این نتیجه رسیدند که اشتباه چاپی شده ولی بعضی می گفتند معلمشان اشتباه قرائت کرده و باید معلم را فلک کرد ! حالا معلم ها هم می گفتند که ما از روی کتاب قرائت کردیم باید با ویراستارهای کتاب ها برخورد شود . ویراستار ها هم می گفتند که ابتدا این ها را وقتی ما خواب بودیم عوامل امریکایی دست کاری کردند ! عوامل آمریکایی هم رفتند کشورشان فعلا دسترسی نداریم بهشان !
3) بعضی روزنامه ها مثل کیهان اصلا مشکل چاپی پیدا نمی کنند .
4) به علت اینکه از این به بعد هرکس مشکل چاپی پیدا کرد در و دهنش را تخته می کنند شما می توانید از عبارت «مشکل چاپی» به عنوان فحشی جدید بهره ببرید ! به عنوان مثال می توانید شایعه کنید کسی که ازش بدتان می آید مشکل چاپی دارد ! مطمئن باشید هرکس این مطلب را خوانده باشد بعد از شنیدن شایعه شما لبانش را خواهد گزید !
ایران قهرمان !
خبر : در بین تمام کشورهای جهان ایران رتبه 186 را درسرعت دسترسی به اینترنت دارا می باشد . از آنجایی که در رده بندی فیفا هم جدیدا جایی نداریم برای حفظ آبرو می توانیم در رده بندی های زیر رتبه اول را کسب کنیم .
1) رده بندی هلوترین وزرای دنیا
2) رده بندی بهترین پلمپ گران نشریات در دنیا
3) رده بندی پراشتباه ترین خلبان های دنیا !
4) رده بندی بی طرف ترین ضرغامی های دنیا !
رمضان چینی !
خبر: دولت چين با وضع مقرراتي روزه گرفتن كارمندان مسلمان را ممنوع و از اقامه شعائر ديني در دانشگاهها جلوگيري كرده و از برپايي ضيافت افطار جمعي توسط ممانعت به عمل ميآورد.
در رابطه با همین موضوع یکی از مقامات عالی رتبه دولت طی سخنرانی ای گفت : والا ما رفته بودیم مشهد زیارت . بعد دیدیم یک عده ای ما را محاصره کردند . از جای جایشون نور می زد بیرون ... چه نوری بود آقا . ما تا 28 دقیقه مژه نزدیم ! همینجوری مات و مبهوت از اون فضای روحانی و ملکوتی بودیم که گفتند : یا مقام الدولتی ! چه نشسته اید که خداوند روزه را از برنامه سالانه مسلمین حذف کرده . مخصوصا کارمندان ! بشتابید به سوی مملکتتان و مردم را آگاه سازید ... ما هم گفتیم چشم . آمدیم دیدیم که این برادران چینی مان بی شرف ها پیش دستی کردن !