تبليغاتX
طنزهای یک گمنام مفقود الاثر
طنزهای یک گمنام مفقود الاثر
آن كه شد گمنام مفقود الاثر ... از ميان جمله او دارد خبر

1) کلا اطلاعاتی مبنی بر هویت یک عده خودسر که مطابق میل ما رفتار کنند در دست نیست ! یا در دست هست تا کسی آمد پرتش می کنیم یه گوشه !

2) اصولا نمی دانیم چرا هر راهپیمایی ای که به نفع ماست هلیکوپتر یک هو می رسد می گوید من می خواهم از بالا فیلم بگیرم ! ولی مخالفان ما همچنان اصرار دارند با موبایل از خودشان فیلم بگیرند !

3) یقینا وجود خبرنگار خارجی نشان دهنده این امر است که ما هراسی از دیده شدن در جهان نداریم ولی نمی دانیم چرا موقع راهپیمایی های ما سرو کله شان پیدا می شود . این دفعه به یکیشان گفتم : where was you ta alan ! we around all over the world for u ! you are my jigar ! begir in sahne haro

4) حتما ما باید هتاکان را به اشهد مجازات برسانیم . یعنی یک کاری بکنیم که قبل از مجازات اشهدشان را بگویند . هتک هم حدودی دارد برای خودش . اگر سخنرانی ای و بهم بزنند اینکه اشکال ندارد .طرف یک بار دیگر سخنرانی می کند ! اگر ماشینی روی کسی برود مساله ای نیست که . یک ژان وال ژانی می آید ماشین را از رویش بلند می کند قالیباف را بر می داریم ژان را می گذاریم جایش . تازه یک تنوعی هم هست ! اگر خواهرزاده کسی کشته شود مگر قحطی خواهرزاده است !؟ خواهرش که نمرده ! یکی دیگر می زاید . تا اینجا همه مشکلات حل شد تا اینجا که می رسیم به کف وسوت ! از کف و سوت نمی شود گذشت . چون شاید طرف دیگر حس و حالش نیاید که آنطوری که آن روز کف و سوت می زد این کارها را انجام بدهد ! شاید ... بله آقا هتک داریم تا هتک ...

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 10 دی1388 توسط آيدين سیارسریع

اعتراض گربه چکمه پوش به فاطمه رجبی

سوالات شما از فاطمه رجبی

فائزه ش از فشاردره : با سلام به کارشناس محترم خانم رجبی می خواستم شیوه درست کردن غذای بیف استراگانوف را توضیح بدهید بی زحمت !

فاطمه رجبی : توضیح نمی دهم ! بیف استروگانوف غذای مرفهین بی درد است و همچنین چون اسمش شبیه به کریستوف کلمب است فردا پس فردا حسین شریعتمداری برایمان حرف در می آورد ! لازم نکرده ! می توانید از همکار دیگرم کروبی بپرسید !

زیبا سازگارا : ببخشید می تونم از کارشناس محترم خانم رجبی بپرسم ...

فاطمه رجبی : نه خیر ! محسن دیگه کارت به جایی رسیده که اسمتو می ذاری زیبا ؟ مگه تو مجید توکلی ای ؟

هیلاری کلینتون از واشنگتن : می خواستم از فاطی جون دعوت کنم همراه با آقا غلامحسین برای مراسم عروسی دخترم تشریف بیاورند . محمد شهر واشنگتن یه باغ گرفتیم ! مختلط هم نیست . پرده کشیدیم ! بیل گفته اصرار کن حتما بیان ! منتظریما !

فاطمه رجبی : نمیشه ! برای ما مسئولیت داره ! اینم نمی فهمی زنیکه عفریته ؟!!

توضیح : البته ما جواب های خانم رجبی را به طور وسیعی سانسور کردیم !

گربه چکمه پوش : خانم ! شما به چه استنادی گفتید سبزها گربه باز هستند ؟ من را در این هیئت بازیچه ی یک مشت فریب خورده می خوانید  در حالی که بسیار خدمت ها کرده ام و بارها با عوامل جنگ های سفت و نرم بارها برخورد کرده ام . شما نه تنها من بلکه تمام گربه سانان را با یک مشت سوسول و قرطی سبزپوش و بی اراده برابر خوانده اید !

فاطمه رجبی : شرمنده اخلاق ورزشی برادر ! تکرار نمی شود ! از این به بعد فقط میگم سگ باز ! خوبه ؟

 

هی ... روزگار !

محمد علی رامین گفته : روزنامه غیرمنتقد ارزش خواندن ندارد !

تفکیک ادبی !

روزنامه = روز + نامه

نامه ای که هر روز نوشته می شود .

روزنامه نگار : کسی که هر روز نامه می نویسد .

مثال : مهدی کروبی

تصحیح جمله : اصلا روزنامه ارزش خواندن ندارد ! 

گفتگوی مربوطه

منتقد : اصل انتقاد را ما انجام می دهیم .

غیرمنتقد : با تخماق (1) تو سر آدم بزنن بهتره تا مثل شما سوسولی و سازنده انتقاد کنه ! یه کم جربزه داشته باش !

منتقد : باشه از فردا میرم مثل شما تیتر می زنم !

فردا

منتقد توقیف شد !

غیرمنتقد : هه هه هه !

 پانویس :

1) تخماق : کلوخ کوب !

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 22 آذر1388 توسط آيدين سیارسریع

 

مصاحبه با مرحوم مغفور«قانون»

من زنده ام و پیش خدای خود روزی می خورم !

رئیس کمیسیون ویژه نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی اصل44 قانون اساسی ، حرف بسیار قشنگی زده . گفته : در واگذاری سهام مخابرات روح قانون رعایت نشد . قشنگی اش هم به خاطر همین عبارت «روح قانون» بود . ما از این جمله می فهمیم که قانون مدت هاست دار فانی را بای بای گفته و ما به جای خودش باید روحش را رعایت کنیم و چون روح بعد جسمانی ندارد و دستش هم به ما نمی رسد و اگر هم برسد از تویمان رد می شود ، طبیعتا روحش را هم به پشیزی حساب نمی آوریم !

مصاحبه ای کوتاه با روح قانون

- سلام جناب روح قانون ! حال شما ؟

- با سلام خدمت شما و خوانندگان خوب وبلاگتان .

- به عنوان اولین سوال علت مرگ شما چه بوده است ؟

- بنده با اجازه شما سکته کردم !

- کی و چرا ؟

- سال 86 بود که دیوان محاسبات اعلام کرد که دولت در روز 7 تخلف داشته . بنده سرکارم بودم و داشتم یک آقایی را مجاب می کردم که کپی رایت را رعایت کند که خبر به گوشم رسید و همانجا افتادم و دیگر نفهمیدم چه شد !

- نظرتان راجع به گفته جدید رئیس کمیسیون ویژه نظارت بر اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی چیست ؟

- دستشان درد نکند ولی خب به هر حال ما روحیم و کار زیادی از دستمان بر نمی آید ! ببخشید ایشان شغلشان همین است ؟

- نماینده اصفهان هم هستند !

- آها ! یه لحظه دلم به حال فرزندشان سوخت .

- چرا ؟

- آخه شما ببین ! بچه میره مدرسه می پرسن بابات چی کاره است ؟ بعد طرف باید بگه رئیس کمیسیون ویژه نظارت بر اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسیه ؟

- لطفا حاشیه نروید ! بفرمایید که برای چه در هر سریالی که ساخته می شود یکی از کاراکتر ها می گوید : مگه الکیه ؟ مملکت قانون داره ؟! درحالیکه شما مردید !

- سوال به جایی بود . بنده نمرده ام بلکه زنده ام و پیش خدای خویش روزی می خورم !

- میشه بیشتر توضیح بدهید ؟

- خب بنده شهید شده ام دیگر ! می توانید درک کنید ؟

- آها ! بله کاملا . پس شما وجود دارید !

- وجود دارم ولی کاری از دستم بر نمی آید ! شرمنده شما و خانواده محترم هم هستم !

- مخلصیم آقا !

- شما از کجا می دانید من آقا هستم ؟

- از آنجایی که روح لباس ندارد !

- اوخ اوخ !! بچه ! کپی رایت ! به اون جرایم رایانه ای بگو به قانون مطبوعات بگه واسه ما یه تیکه روزنامه ببره بزنیم به بدن ! ضایع شدیم رفت .

 

ارسال در تاريخ شنبه 21 آذر1388 توسط آيدين سیارسریع

شما را از خرید روزنامه بی نیاز خواهیم کرد !

تو قیف شد

روزنامه حیات نو هم توقیف شد . بعضی از جمله من معتقدند که توقیف نشد بلکه تو قیف شد ! یعنی درون قیف چپانده شد . قیف فواید زیادی دارد که یکی از آن ها این است که بوسیله قیف می توانیم درون چیزی که سر آن تنگ است مایعات بریزیم . وقتی روزنامه ای توی قیف برود و از قیف هم رد بشود و برود توی دبه ای یا بشکه ای یا همچنین چیزی دیگر درآمدنش با خداست . محتویات بشکه را هم موادی مانند اعتماد ملی ، یاس نو ، آرمان ، فرهنگ آشتی ، خبر و ... تشکیل می دهند .

حال مصطفی کواکبیان مرد بی اعصاب مجلس قصد دارد به اتفاق 20 نفر دیگر سوال کند که چرا این روزنامه ها را توقیف می کنید .

نمایندگان : آقای وزارت ارشاد ! برای چه بدون هماهنگی توقیف می کنید ؟

وزارت ارشاد : باشه ! از این به بعد هماهنگ می کنیم

نمایندگان : ما خواستار این هستیم که اصلا توقیف نکنید

وزارت ارشاد : اشکال ندارد مستقیما تو پیت می کنیم . هرچند سخته ولی خب دیگه شمایید دیگه ! چی کار کنیم !

 

دانشگاه روی حاد

من نمی دانم این نشست با دانشجویان دیگر چه صیغه ای است ؟! و بیشتر نمی دانم که این اصرار به این صیغه چه صیغه ای است ؟!

اصولا وقتی کسی این روزها به دانشگاه می رود برای بررسی حوادث اخیر یا پس از انتخابات است ! و آن فرد هم می داند که چه می شود . یا لنگه کفش می خورد یا فلفل سبز یا شعار ! دانشجو شعار می دهد آن فرد هم حرف خودش را می زند ! آخر نه این آن یکی را راضی می کند نه آن یکی این را اقناع می کند ! بعدش هم می روند و می گردند دنبال دانشگاه دیگر ! نه واقعا این صیغه است یا ... ؟! البته بیشتر شبیه به بیماری است . بیماری دانشگاه روی یا بیرون روی از بحران که بیرون روی به بحران را هم درپی دارد ! معمولا تن فرد بیمار که به شدت می خارد تمنای حضور در مکانی به نام دانشگاه دارد . فرد بیمار هنگام شنیدن عبارات بخصوصی مانند «13 میلیون» ، «انتخابات» ، «گوگوش» ، «سروش» و کلماتی از این قبیل رعشه می گیرد و به جای اینکه مثل یک مریض وظیفه شناس بیفتد و غش کند و دهانش قفل شود نه تنها این اعمال را انجام نمی دهد بلکه از انجایی که یک مورد خاص است شروع می کند به جواب دادن و مقابله به مثل کردن ! بیمار دچار رفلکس های عصبی بسیار سریعی است ! برای مثال اگر یک شی مانند کفش با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت به سوی او پرتاب شود براحتی جاخالی می دهد و در مضمون جواب هایی که معمولا به پرسش ها می دهد این است : خودتونید !

 

شما را از خرید روزنامه تا چند سال بی نیاز خواهم کرد

در این چند ماهه بعد از انتخابات اینقدر مطالب تکراری دیده می شود که آدم دلش می خواهد برود تو قیف. برای مثال : دادگاه فلانی به تعویق افتاد ، حالا دو صفحه بحث می شود من باب تعویق دادگاه فلانی ، توضیح خانواده شهید باکری ، تذکر سران اصلاح طلب به اجتناب از افراطی گری (تقریبا روزی دوبار متذکر می شوند) ، وزارت کشور هم که به هر مناسبتی اطلاعیه می دهد که تجمعات غیرقانونی است فقط مانده روز دامپزشکی به تجمع گاوها به برای دیر رسیدن آمپول گاوی هشدار بدهد ، یا تقریبا روزی نیست که فرماندهان بسیج یا سپاه برای جنبش سبز خط و نشان نکشند و این در رسانه ها بازتاب فراوان پیدا می کند ، جدیدا هم مد شده دولتی ها برای میرحسین شایعه می سازند بعد چپی ها تکذیب می کنند این هم یک نصف صفحه را پر می کند ، به طور متوسط هر روز کیهان سران آشوب را معرفی می کند و به دنبال سیم اتصالشان به امریکا می گردد ، عباس سلیمی نمین به رفسنجانی گیر می دهد ، زاکانی دنبال مرتضوی می دود  ، علی لاریجانی حفظ فضای آرامش را خواستار می شود ، مراجع عظام تقلید سیاستمداران را به برادری دعوت می کنند ، احمدی نژاد کشور جدید کشف می کند می رود و می گوید دنیا در حال نابودی است ،  آنها هم تایید می کنند ، زیباکلام با اصولگراها مناظره های بیهوده می کند ، صفارهرندی دانشگاه می رود و شعار می خورد ، همه بر حفظ اصول و رویه امام تاکید می کنند ولی یک سری میگویند شما رعایت نمی کنی آن ها هم می گویند نه ! شما رعایت نمی کنی ، مشایی سخنرانی می کند بعد یک سری اعتراض می کنند ...

کلا همین هاست ! خودتان را زیاد درگیر ماجرا نکنید ! الکی هم روزی 500 تومان پول بی زبان را به روزنامه ندهید !

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 19 آذر1388 توسط آيدين سیارسریع

مرضیت السجایا محمودت الخصائل

علی رقم اظهارات بی اساس قبلی دوباره آمدم. در مورد آمدن اما چند تکه شعر به ذهنم می رسد ! به نظر شما گزینه درست کدام است ؟

1) من آمده ام وای وای

2) ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود ؟

3) آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

4) آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟

حافظ در صحنه !

این بار حافظ حمایت خود را از دولت و انزجار خود را از منافقان و کافران در قالب کیهان بیان کرده ! چند روز پیش در کیهان از قول حافظ سخنی با مهدی کروبی رفته بود و در آخر هم گفته شده بود که با کافران چه کارت ؟!! والا ما نمی دانستیم حضرت حافظ جزو برادران تندور هستند وگرنه غلط می کردیم موقع انتخابات بگوییم : صبح امید که بد معتکف پرده غیب / گو برون آی که کار شب تار آخر شد !

من در دیوان گشتم و دیگر مطمئن شدم حافظ براستی با دولت سخن می گوید ! اینگونه :

دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری / «مرضیه» السجایا «محمودت» الخصائل !

که البته در مصرع دوم سجایای مرضیه یا همان وزارت بهداشت ذکر شده است !! در جایی دیگر می گوید :

ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند / دولت احمدی و معجزه سبحانی !

اینجاست که اهمیت ابیات حافظ و عدم محدودیت زمانی اش بر ما هویدا می شود . نمونه های دیگر را ذکر می کنم :

حافظ از قول شورای نگهبان به میرحسین موسوی می گوید : شیوه چشمت فریب جنگ داشت / ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم !

جدیدا هم که مهدی توکلی سر هدفمند کردن یارانه ها با مصباحی مقدم درگیر شد مثل اینکه مصباحی مقدم از قول حافظ گفته : تو نازک طبعی و طاقت نداری / گرانی های مشتی دلق پوشان !

یا گویا ناظران حرکات کوچک زاده در مجلس در هنگام رای اعتماد محصولی از قول حافظ حتی واکنش هم نشان دادند : رسید باد صبا غنچه در هواداری / ز خود برون شد و بر خود درید پیراهن !

  

یکی به دو

یکی : هی مرد ! اون جا رو می بینی ؟ دارن نزدیک میشن !

اون یکی : دارم می بینم . جانمی جان ! (حرکات موزون انجام می دهد)

یکی : به نظرت لازم می شن ؟

اون یکی : نمی دونی چقدر دلم برای التماس های بلر تنگ شده .

یکی : آره ! چهار این دفعه دیگه کتبا عذرخواهی می کنن .

اون یکی : شاید مدرک مجانی هم دادن به ازای اینا

یکی : شاید ! می تونیم مایلی کهن رو با کاپلو تاخت بزنیم .

اون یکی : شاید هم بی بی سی رو بدن به جاش ! فکر کن ! و اینک سرخط خبرها ... بلر کتبا از ایران عذرخواهی کرد ! ادامه اخبار رو جمال میگه ... ! ای جااااان

یکی : ولی چند دست کت و شلوار باید بخریم ! بودجه می خوایم .

اون یکی : غمت نباشه . این دفعه با پیژامه می فرستیمشون .... !

 

اشانتیون !

1) سایت جدید استاد ارجمند و فامیل (!!!!!) بزرگوار ابراهیم نبوی www.enabavi.com 

 

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 11 آذر1388 توسط آيدين سیارسریع

من شور اخلاق را درآوردم !

حاجیه سارا خانم !

آخه مادر ! من مگه چه هیزم تری به شما فروختم که منو کاشتید ؟ این حسین هم که هی میره چین و روسیه ! پسر تو مگه دین و ایمون نداری ؟ کمونیست شدی واسه من ؟ حسین ! به این عربستان بگو اگه حرف می زنه پای حرفش بمونه ! آخه خدا رو خوش میاد من پیرزن 86 ساله 16 ساله نما رو بازی بدن ؟! حداقل منو یه سوریه بفرست ! من چی ام از اون بشار اسد زرافه کمتره ؟! سوریه نشد مشهد برم پابوس امام رضا . ایران هم دیگه نمی تونیم بریم ! ببین تو رو خدا ! دیگه از هوگو چاوز که کمتر نیستم ! مشهدم نمی فرستی ؟! ای بابا ! حداقل بذار برم «قم» ازت تعریف کنم مادر ! برم بگم این حسین ما بچه خوبیه ! اینقدر اذیتش نکنید ! اینقدر مرگ بهش نفرستید ! گناه داره ! دیگه یه هاله نور سیاه که داریم دور سرمون ! بد می گم مگه ؟ بچه ام جایزه صلح نوبل رو نبرده که برده ، لطیف نیست که هست ، یونیسف نیست که هست ، سازمان ملل هم شده تازگی ! قربون اون قد و بالاش برم ! مادر ! سفارش مارو به این عربستان بکن یه سر مکه بریم ! اگه هم نتونستی دیگه سال بعد جام جهانی باید برم افریقای جنوبی ! قربونت ! ماما سارا ؛ مادربزرگت !

بله ! این نامه ای که خواندید نامه مادربزرگ باراک اوباما بود به نوه اش باراک حسین اوباما ! در خبرها داشتیم : سارا " مادر بزرگ باراک حسین اوباما رئیس جمهوری آمریکا که هم اکنون در کنیا به سر می برد ؛ از سوی سفیر عربستان سعودی در این کشور برای ادای مناسک حج دعوت شده بود ولی جابه جایی سفیر باعث برخی تغییرات و ناهماهنگی ها و لغو سفر حج وی شد !

 

 من شور اخلاق را در آوردم !

در رابطه با منشور اخلاقی و ایضا رفتاری که جناب پروفسور عزیزمحمدی تئوریسین اصلاحات فوتبال حرفه ای ارائه نموده و خیلی هم در برنامه نود سروصدا نموده که من این را اجرا می کنم ! بنده منجی فوتبال (ع) هستم ! و ایضا عجایب دیگر ، خوابی که این پروفسور یعنی همان عزیزمحمدی به تازگی دیده است را برایتان کتبا می آوریم :

عزیزمحمدی در خواب است . خواب می بیند دو تیم «تراکتورسازی جبرئیل» و «ابلیس یونایتد» با هم بازی می کنند . بازیکنان ابلیس یونایتد همگی ریش های لنگری و خفن دارند و موهایشان را اتوی مو کشیده و فشن کرده اند و پلشتی و بدذاتی در چهره شان موج می زند ایضا فیلمشان هم مشترکا با قوم لو ط درآمده ولیکن تراکتورسازان جبرئیل همه با شلوار آمده اند و صفات نیک الهی را دارا می باشند و فیلمشان هم در نیامده. عزیزمحمدی در ادامه خواب می بیند که ابلیس یونایتدی ها با قساوت و بی رحمی تمام بر روی مدافع حریف ، «عزرائیل» تکل می روند و وی را مصدوم می کنند . عزیز محمدی از کنار زمین فریاد می زند : شیر سماور ! یعنی داور کجاست ؟! چرا داور سوت را رها کرده و موهایش را درست می کند ؟! وااای ! خدای من ! این خود بی عدالتی است !

عزیزمحمدی از خواب بیدار می شود و در حالی که عرق سرد بر پیشانی اش نشسته کمی فکر می کند و می گوید : رسالتم را یافتم ! خدا این مسئولیت را بر عهده من گذاشته تا از این آینده شوم جلوگیری کنم !!

اشانتیون

متعاقبا داده می شود !

ارسال در تاريخ چهارشنبه 27 آبان1388 توسط آيدين سیارسریع

کوچولوهای منتقد

از آنجایی که یا در راستای این که یا به این دلیل که به تازگی برادر بزرگوار و جهان فکر ، استاد جوانفکر که همچنان مقام مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور را برعهده دارد و ما اخر نفهمیدیم این مشاور مطبوعاتی چه کار می کند ، آیا برای رئیس جمهور روزنامه می خرد ؟ آیا به رئیس جمهور می گوید چه روزنامه ای لازم است چاپ شود چه روزنامه ای لازم نیست چاپ شود یا شاید وظیفه اش این است که به رئیس جمهور بگوید هیچ روزنامه ای به علت انتقاد از دولت توقیف نمی شود ، منتقدان دولت را به بچه های بی تربیت تشبیه کرده که قدر زحمات بزرگتر را نمی دانند یک نفر به نام «عمو حامی» در برنامه ای تلویزیونی ، صبح جمعه برنامه کودک سیاسی را در جهت تنویر افکار عمومی و بازتاب خدمات دولت و اقناع کودکان اجرا نمود !

برنامه کودک سیاسی «صبح اومد ! بخواب کوچولو!»

عمو حامی  : سلام کوچول موچولوهای من ! کلوچه های مربایی من ! حالتون چطوره ؟ احوالتون چطوره ؟ دماغتون چاقه ؟ روزنامه هاتون تعطیله ؟

منتقدان با تمام قوا : بله ! (همراه با کشیدن صدای ب )

عمو حامی : خب ! نوگلهای باغ اپوزیسیون ، غنچه های مخالف منتقد معاند دلسوز ! حرف مامان و بابا رو گوش می کنید ؟

منتقدان : نه خیر (همراه با کشیدن صدای ن)

سخنران : خب ! طبیعیه ! شما از اون بچه سرتق های پررو هستید ! خب ! کی می دونه موضوع امروز برنامه مون چیه ؟

یکی از منتقدان : آقا حامی ما بگیم ؟!

حامی : بگو ببینم !

منتقد : امروز می خوایم درمورد مترو و مهدی هاشمی صحبت کنیم !؟

حامی : آها ! خوب شد گفتی ! بچه های عزیز ! آن مهدی هاشمی را لولو برده دیگه هم برنمی گردونه ! می دونید چرا ؟

یکی از منتقدان : چون به حرف باباش گوش نداده ؟

حامی : هم آره هم نه !

منتقدان : چرا هم آره هم نه عمو ؟

حامی : چون منظور ما اینجا از بابا بابای خودتون نیست ! اگه منظورمون بابای خودتون بود مهدی به حرف باباش گوش داده الان هم پشیمونه !

یکی از منتقدان : عمو ! عمو ! یعنی به حرف بابامون گوش ندیم ؟

عمو حامی : اول میای به من می گی بابات کیه ! بعدا اگه من صلاح دونستم گوش بده حرفش !

یکی از منتقدان خودشیرین : عمو ! عمو ! این خزعلی هم به حرف باباش گوش نکرد باباش فرتش داد !

عمو حامی : فرتش داد چیه بچه بی ادب ! من از اون اول هم می دونستم تو عامل تهاجم فرهنگی ای ! فرتش کرد درسته نه فرتش داد ! خب ! کوچولو ها ! اگه بچه های خوبی نباشین ! حرف گوش نکنین چی میشه ؟

منتقدان : توقیف می شه !

عمو حامی : دیگه چی میشه ؟

منتقدان : چماق میشه !

عموحامی : آخر چی میشه ؟

منتقدان : کهریزک میشه !

عمو حامی : بی جنبه ها ! این حرفا چیه ؟ می دونید معنیش چیه ؟ از کی یاد گرفتید ؟ دیگه کی می تونه بگه آخرش چی میشه ؟

منتقدان : آخرش فکر می کنه و همگرا میشه !

عمو حامی : آفرین !

 

اشانتیون

امروز مجلس لطف کرد به 3 تا وزیر رای اعتماد داد . نماینده تبریز هم استخاره کرد خوب آمد ! من به نماینده تبریز از همین جا اعلام می کنم : ساغول ! یاشاسین آذربایجان ! همین طور متعاقبا یاشاسین محصولی ! منادی که نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس هم هست و امروز در مقام موافق نطق می کرد گفت : بنده امروز هم به عنوان نماینده «70 میلیون مردم» و هم از طرف «اقشار كم‌درآمد» و هم به عنوان متخصص یعنی نائب رئیس یكی از كمیسیون‌های مجلس با تصدی وزارت رفاه توسط محصولی موافقت می‌كنم !!

اقشار کم در آمد نیز با بیان اینکه «کلهم اجمعین ثروتنا للمحصولی و کل الثروت المحصولی للامام الزمان» حمایت خود را از مرد میلیاردی ایران اعلام کردند همچنین 5/68 میلیون نفر دیگر که جمعیت غیرتبریزی را شامل می شوند گفتند : ما خودمان نماینده داریم ! بیخیال گارداش !

 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 25 آبان1388 توسط آيدين سیارسریع

آخرش را را لولو برد !

جمله ناتمام !

عزت الله ضرغامی عزیز که جمعی از نصابان ماهواره و مدیران بی بی سی و صدای امریکا و غیره 5 سال بود نمک گیرش شده بودند و در 5 سال آینده نیز قرار است شرمنده شان کند و گویا ایشان روز بعد از نصب ضرغامی گفته اند که راضی به زحمت نبودیم ، در جمع خبرنگاران گفت : رسانه ها ، رسانه ملی را بی رحمانه نقد کنند ! البته بنده به شخصه مطمئنم که خبرگزاری ای که این خبر را منتشر کرده ادامه جمله را ننوشته و از قلم انداخته یا لولو برده یا همچنین چیزهایی ... اما درباره جمله ضرغامی فکر می کنم انتهایش که از قلم افتاده بود از چند حالت خارج نیست .

رسانه ها رسانه ملی را بی رحمانه نقد کنند ...

1) تا جانشان درآید !

2) یا نکنند ! ما که توجه نمی کنیم !

3) این دلیل نمی شود که رسانه میلی را نقد کنند !  

 

کتک بزنند یا بخورند ؟

مرتضی نبوی هم گفته پلیس باید از این ملت سبز کتک بخورد تا انرژی ملت تخلیه شود و دیگر انرژی نداشته باشند ! عزیز من ! این بیچاره ها شعار می دهند محارب هستند ، سکوت می کنند اغتشاشگر هستند ، کتک می خورند ضارب هستند ، حالا بیایند کتک هم بزنند دیگر می شوند شیطان رجیم لعنت الله علیه !

 

آکسفورد هم حراست دار شد !

دانشگاه آکسفورد هم برای دانشجویانش محدودیت پوشش لباس ایجاد کرد و قرار است حتی مدل مو و خط ریش دانشجویان را هم کنترل کند ! آگاهان اعتقاد دارند که رئیس دانشگاه آکسفورد گفته : تا دانشجویان مدرک علی کردان را به رسمیت نشناسند همینیه که هست !!

در همین راستا لازم می دانیم عده ای برادران و خواهران متخصص در امر حراست و تامین امنیت اجتماعی دانشگاه را به استعمارگر پیر ، انگلستان ارسال کنیم تا قدرت خود را در این زمینه به جهانیان نشان دهیم .

حال یک روز تحصیلی را در دانشگاه آکسفورد را به اتفاق تصور می کنیم !

Komando sister : excuse me miss ! please reaayat your hejab ! here is university

Mazkur miss : hi !oh ! you are Muslem

Komando sister : I am muslem ! you are Moslem ! all is Moslem ! I am adab you !

Miss : wow ! you are angry !

Komando sister : no ! gorosne nistam !! just re hejab ! come on(bia) begir  the chador! its your security ! its your massuniat ! if not hejab is tamadon so animals are motemaden !

Mazkoor miss : oh ! I am realy monghaleb ! give me my masuniat ! send my hello to dr.kordan and tell him :  his memory is in my hearts ! I am very exited ! bye

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط آيدين سیارسریع

هر چی آرزوی خوبه مال تو ! هر چی که خاطره داری مال من !

از آنجایی که خبرهای تیتر یک و نقل مجلس اقوال (چی گفتیم !) خودشان به طور اتوماتیک طنز هستند و دست زدن طنزنویس جماعت به این ها از بار کمدی شان کم می کند و ممکن است خواننده بگوید : گند زدی بهش بی نمکش کردی ! بنده امروز به خبری می پردازم که در موتورخانه خبرگزاری ها هم به سختی یافت می شود !

«جیوس ماتسنی کول» ، وزیر کشور یا همان نجار زیمبابوه در دیدار با یکی از بی شمار مشاوران فرهنگی رئیس جمهور دولت نهم و از قضای روزگار دولت دهم ضمن درخواست کمک برای رهایی از تحریم های زیمبابوه گفت : سطح روابط دو کشور در زمینه های اقتصادی و سیاسی مطلوب است حالا وقت توسعه روابط فرهنگی است !

حالا من نمی دانم روابط فرهنگی چه ربطی به رفع بحران تحریم زیمبابوه دارد ! حالا شاید آقای «کول» در هنگام گفتن واژه «روابط فرهنگی» دو انگشت شست و اشاره خود را به هم مالیده و ما خبر نداریم !

در زمینه های فرهنگی و سیاسی هم خواستار تبادلاتی با برادر دیکتاتور عزیز «رابرت موگابه» رئیس جمهوری زیمبابوه هستیم و با توجه به ناز افغانستان و عدم تعجیل ایشان در صدور «دموکراسی» به ایران خواستار فرستادن چند کیلو دموکراسی غنی شده ناقابل به ایران می باشیم ! در عوض ما می توانیم دستگاه شمارش آرا ، صادق محصولی دنده اتومات فول اسپید ورژن 2009 ، باتوم ، گاز اشک آور با قابلیت دفع چشم زخم ، لباس شخصی در انواع مختلف ؛ لارژ خدوم ، مدیوم خدوم و اسمال آقا خدومی با قابلیت تبدیل مخالف به منافق و موافق به فدایی و فدایی به فنایی . اتاق های لاغری با تفکر ! با ارسال دو نمونه عکس به عنوان نمونه کار قبل از تفکر و بعد از تفکر محمدعلی ابطحی .  یک سری موارد را هم که لازم نداریم می توانیم به شما کرایه دهیم : از قبیل چند هزار نفر انسان سبز اموی . پیشنهاد می شود جناب موگابه در انتخابات آتی از نماد سبز استفاده کند تا این سبزرنگ ها جنبه تبلیغاتی برایشان داشته باشند ! یک دستگاه مهدی کروبی جهت نامه نویسی برای مخافان آقای رابرت موگابه ، ده ها روزنامه توقیفی نظیر اعتماد ملی ! این روزنامه و دست اندرکارانشان را برای شما ارسال می کنیم فقط ما مسئولیت طنزنویس هایش را برعهده نمی گیریم ! یک فیلم هم در آرشیو موجود است که روش های کندن مخالفان توسط نشستن در گوشه باغچه و بازی با گیاهان را به موگابه آموزش می دهد !

در زمینه های فرهنگی ضمن مخالفت با اقدام شنیع و مفید دانشجویان دختر زیمبابوه حول هم بستری با اساتید برای اخذ نمره ما در زمینه آموزش و پرورش قادر به ارسال کمک های زیر هستیم :

1) ارسال یک عدد کردان برای گرفتن مدرک برای دختران دانشجو که دیگر از این کارها نکنند . چون صوابش زیاد است حاضریم کردان را مجانی به شما بدهیم !

2) ارسال چند صد دانشجوی ستاره دار جهت کمک های آموزشی و اگر شد فردین بازی برای گرفتن داد دختران مظلوم از اساتید سخت گیر !

3) تاسیس چند دانشگاه پیام نور با اساتید با دین و ایمان ، خانواده دار ، نجیب و همچنین تودهنی به دانشگاه آزاد !

4) ارسال چندین ماشین ریش تراش جهت بهانه برای زدن مشت و چیزهای دیگر محکم به اساتید و دانشجویان گناهکار .

5) از آنجایی که در فرار مغزها و کیش دادن نخبه به این ور و آن ور رتبه اول را جدیدا به دست آورده ایم یک سری نخبه را که می خواهند فرار کنند جمع می کنیم . یک هواپیما هم می آوریم ! آنها می گویند آقا ! ببخشید ! این هواپیما میره استکهلم ؟ ما هم الکی می گوییم بله ! درحالی که مقصد هواپیما حراره پایتخت زیمبابوه می باشد .

در زمینه های تاریخی و میراث فرهنگی هم باید انبار را بگردیم ببینیم شاعر و فیلسوف و کاشفی که هنوز عرب ها و ازبک ها و ترک ها برای خودشان نگرفته اند اگر پیدا شد دریغ نمی کنیم ! آرامگاه کوروش را بچه ها دارند آب می ریزند ببینند کنده می شه ! آن هم اگر شد چشم !

 

خب دیگر تمام شد ! چیز دیگری نداریم ! یک انرژی هسته ای داریم که آن هم اگر رو به راه شد در خدمتیم !

 اشانتیون

امروز در کتاب درسال ۸۷ اتفاق افتاد ابراهیم نبوی یک جمله ای خواندم و سر به بیابان نهادم ! فقط این جمله را نمی دانم نبوی می گوید یا هگل !     

وقتی من نظری دارم و واقعیت خلاف آن است لابد واقعیت اشتباه است !

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 18 آبان1388 توسط آيدين سیارسریع

قدیما اغتشاشگر حرمت داشت

آقایان بالاخره تکلیف ما را با خودمان و خودشان مشخص کنند . بالاخره اغتشاشگر چه کسی است ؟! کسی که شعار می دهد اغتشاش می کند یا کسی که سر حبیب الله پیمان را می شکند ، به کروبی گاز اشک آور می زند یا به احمد توکلی حمله می کند ؟

از آنجایی که واژه اغتشاشگر معنای واقعی خود را جدیدا از دست داده معانی مختلف این واژه اینگونه تفسیر می شود :

1) به معنای کسی که از او بدمان می آید !

 اخترخاتون با حشمت خانم دعوایش می شود . پشت سرش غیبت کنان می گوید : اوف اوف اوف ! اون روز حشمت رو دیدی ؟ چه جوری آستینشو بالا زده بود ساعتش معلوم بشه ! انگار ما ساعت ندیده ایم ! انگار ما غرب نرفته ایم ! زنیکه جیغ جیغوی «اغتشاشگر» پز شوهرشو می ده ! تعریف از خود نباشه حالا که مملکت در به در دنبال سوخت و ایناست حاج داوود هفته ای 100 تا بشکه نفت خام میاره میریزه تو این بخاری اونوقت این حشمت آستین آسمونو پاره کرده با هوشنگ خانش هوشنگ خان گفتنش !

2) به معنای کسانی که مخالف ما هستند .

برای مثال یکی صحبت می کرد می گفت : من از اولش با این جنگ جهانی دوم خرداد که توی 13 آبان زدند همه را ترور کردند و بعدش بنی صدر اومد گفت من با مصدق توده ای نمی سازم و بعدش دستور داد توپولف ارتش ایران رو به توپ ببنده مخالف بودم !  

بعد یکی گفت : مشتی ! اینا چه ربطی به هم داشت ؟

گفت : همین شما «اغتشاشگرها» هستید که رفتید با اون آلبرایت دست به دست هم تو برلین رقصیدید و وقتی گندش در اومد گفتید ما انتخابات خانه احزاب رو قبول نداریم و با اون ریگی چند تا بمب ترکوندید بعدش خواستن اعدامتون کنن از ترس اون 22 سپتامبر رو هم اعتراف کردید !

3) به معنای هر کسی که سبز باشد .

پدر : هی پسر ! اون چیه رو صورتت !؟

پسر : کتک خوردم بادمجون «سبز» شده !

پدر : خاک بر سر «اغتشاشگر» و بی عرضه ات بریزم !

 

اشانتیون :

این روزها که درباره 13 آبان و دولت موقت بازرگان و شخصیت بازرگان مطالعه می کنم به این نتیجه می رسم که : بازرگان مرد بزرگی بود که بی سیاستی کار دستش داد و دست آخر کار را دست با سیاست ها داد !

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 14 آبان1388 توسط آيدين سیارسریع

جایزه گفتگوی عملی به احمدی نژاد اهدا شد

روزنامه کیهان از سید محمد خاتمی بابت دریافت جایزه گفتگوی جهانی انتقاد کرد .

از همین جا مثل همیشه موافقت خود را با کیهان اعلام می داریم . و معتقدیم این جایزه باید به رئیس جمهور مردمی تعلق می گرفت . حالا چرا ؟

 اولا؛ چون این رئیس جمهور مردمی ما خیلی انعطاف پذیر است و با هر قشری می تواند صحبت کند او آنقدر قدرت بالایی در گفتگو دارد که حتی با صندلی هم به راحتی ارتباط برقرار می کند .

ثانیا ؛ احمدی نژاد علاقه بسیاری به مناظره و مباحثه و گفتگو دارد . مثلا در همین مناظره ها ، او برای اینکه می دید میرحسین زیاد شور و نشاط برای مناظره و گفتگو ندارد خواست از عکس ناموسی برای دادن شوک استفاده کند تا میرحسین سرذوق بیاید و گفتگو را ادامه دهد .

بعد از استدلالات ما جهت تفهیم اشتباه غرب برای اعطای این جایزه عده ای گفتند : «غلط کردی استدلال کردی! این دولت دولت کار است حرف و گفتگو باد هواست. کی داده کی گرفته ؟»

راست هم گفتند بندگان خدا . حالا چرا راست گفتند ؟

اولا ؛ دولت بعد از انتخابات و درحالی که همه انتظار اقناع مردم توسط گفتگو را داشتند ، از آنجا که دولت عمل است ملت را به طور عملی اقناع کرد !

 ثانیا ؛ سر مخالفان را گرفتن و به سقف چسباندن اقدامی عملی و دستی محسوب می شود .

پس جایزه گفتگوی عملی اهدا می شود به محمود احمدی نژاد .

همان عده ای که اشکال گرفته بودند بعد از این اصلاح استدلالات از اینجانب تشکر کردند . ما هم از آنجانبان به خاطر تذکر به موقعشان کمال امتنان را از خدای بزرگ مسالت داریم !!!

 اشانتیون

به دلیل رشد تعرفه ها و قیمت ها به خاطر هدفمند شدن یارانه ها تا اطلاع ثانوی از دادن اشانتیون معذوریم !

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 4 آبان1388 توسط آيدين سیارسریع

این اصلاح طلبان روزنامه خور !

روزنامه اعتماد که در مصاحبه ای که با همسران زندانیان حوادث اخیر (تاج زاده ، صفایی فراهانی و ...) انجام داده تیتر مصاحبه اش با همسر مصطفی تاج زاده را «در زندان به تاج زاده کیهان می دهند» انتخاب کرده بود . ما با اصل مصاحبه ها مخالفیم چون اصلا نباید مسائل سیاسی را ناموسی کرد . و همچنین اینطور القا کرد که یک زن وقتی شوهرش خدای نکرده در زندان است ناراحت است . اما نتیجه گیری ای که از این خبر می توان داشت این است که چون اتهام این افراد کودتای نرم بوده باید مطابق اتهامشان مجازات شوند . یعنی این که «شکنجه نرم» در مقابل «کودتای نرم» ! بعد از این نتیجه گیری عده ای مخالفت کردند و گفتند که : کیهان اگرچه از لحاظ فیزیکی کاغذ است و کاغذ به نوعی نرم است ولی از لحاظ روحی روانی ممکن است بسیار دردناک باشد و نوک قلم مستر شریعتمداری از نوک قلم بقیه همکارانش به مراتب تیز تر است . عده ای هم گفتند که در کهریزک ممکن است کیهان را لوله کرده باشند و به سر زندانی زده باشند . عده قلیلی هم این تیتر اعتماد را اینطور تحلیل کردند : شاید به جای غذا کیهان می دادند ! البته احتمالش کم است چون به هر حال تفاوت بز و انسان در اولین نگاه واقعا مشخص می شود ! سپس چند نفر که تند راه می رفتند بیانیه دادند که چیکیده و مفهومش این بود که اصلاح طلبان با بز فرقی نمی کنند ! در پی این بیانیه عده ای که یک چوب در دست دارند و تفریحشان این است که در مجلس روی بند تمرین میانه روی کنند اعتراض کردند و گفتند با بز چی کار داری ؟! بز حیوانی خودی است ! یک چیز دیگر بگویید . بعد از این اعتراض آنها که تند تند راه می رفتند بیانیه شان را تغییر دادند . بیانیه اصلاح شده : اصلاح طلبان با ماموت های منقرض شده هیچ فرقی ندارند ! بعد ما گفتیم که عزیزان ! چرا تحلیل ما را ضایع می کنید ؟ در زمان ماموت های منقرض شده که روزنامه نبود که آنها بخورند که شما ایشان را به اصلاح طلب تشبیه می کنید ! آن عده قلیل گفتند پس چی کار کنیم ؟! گفتم شما کسی را سراغ ندارید که روزنامه بخورد ؟! گفتند : ما خودمان گاهی اوقات بعضی تیتر ها را می بینیم و خیلی عصبانی می شویم و گاهی هم شده که تیتر را خورده باشیم ! گفتیم قربان دهنتان ! پس این را عوض کنید . آنها هم بیانیه را باز اصلاح کردند و نوشتند : اصلاح طلب جماعت با مایی که روزنامه می خوریم هیچ فرقی ندارند !

اشانتیون

خدایی دشمن حق داشت دختر کلهر را گول بزند ! جای خواهری عجب ... عجب ... کارگردان مستعدی است !

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 23 مهر1388 توسط آيدين سیارسریع

قهر قهر تا روز قیامت

چند موضوع موجود است که در گلوگاهم گیر کرده . یک مشکلی هست اگر نگویم خفه می شوم و اگر بگویم هم خفه می شوم !! حالا که در هر دو صورت خفه می شوم بهتر است بگویم !

 بنزین و چاوز !

می گویند همین آخرین باری که مشدی چاوز آمده بود ایران یک قرارداد نفتی را در ازای یک سری خدمات پزشکی امضا کرده بود . و قول بنزین داده بود . حالا مثل اینکه خبری از بنزین نیست ! شنیده می شود یک مقام غیرمسئول و آگاه در تماس تلفنی به چاوز گفته : حداقل کارت سوختت را می دادی نامرد !

پارازیت

گویا در چند نقطه شهر «ضد ماهواره» پرور تهران دکل های ارسال پارازیت نصب شده ! طی همه پرسی ای که در تهران برگزار شد حدود 80 درصد شهروندان تهرانی که دارای ماهواره بودند از این کار ابراز خشنودی کردند . آنها می گفتند : خوبی اش این است که در اثر پارازیت ها علاوه بر کانال های ماهواره که کلا قطع است شبکه های صدا و سیما هم در منطقه ما خوب نمی گیرد !

توقیف

در راستای آزادی مطبوعات و در جهت اثبات آزادی مطلق بیان و با توجه به بی شرمی بی حد و حصر روزنامه های منتقد و مظلومیت دولت ، روزنامه های فرهنگ آشتی و آرمان توقیف شدند . شایعه است که چند نفر به روزنامه فرهنگ آشتی آمده و با دیدن دست اندرکاران نشریه پشتشان را به آنها کرده و گفتند : این چیزا چیه می نویسین ؟! ایششش ! قهر قهر تا روز قیامت !! و نشریه توقیف شد !

اشانتیون امروز  

ورزشکاران ایرانی اساسا در مسابقات بین المللی نروند هم خودشان سنگین ترند هم در هزینه ها صرفه جویی می شود . چرا ؟ چون ورزشکاران مذکر معمولا به پست رژیم صهیونیستی می خورند و کنار می کشند یا به علت داشتن حجاب از دادن مسابقه محروم می شوند !

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 15 مهر1388 توسط آيدين سیارسریع

کلهر و سوباسا !

مهدی کلهر بار دیگر رسما ترکاند !! وی در گفتگوی جدیدش اظهار داشته که نحوه پوشش و مدل های موی جوانان امروز حاصل سیاست های غلط و پخش کارتون هایی نظیر فوتبالیست ها بوده !!

کلهر : جوانانی که امروز با ظاهری نامناسب در خیابان رفت و آمد می کنند محصول دوره وزارت آقای صفارهرندی یا وزرای قبل از ایشان نیستند . آنهایی که در زمان جنگ کودک بودند و بعد از پایان جنگ آثار خارجی نظیر کارتون فوتبالیست ها و فیلم های سینمایی امریکایی و اروپایی را دیدند به این صورت در خیابان ظاهر می شوند .

با درج این خبر در روز 8 مهر تصمیم گرفتیم یکی از بازی های صورت گرفته که در جهت انحراف کودکان آن روز و جوانان فشن و مانکن امروزی بوده را گزارش و تحلیل و تفسیر کنیم .

فوتبالیست هااااا قسمت 22345/6566666  به توان 55

مسابقه بین دو تیم شاهین ناکازاکی و مقاومت سوناماکی !

قبل از بازی ...

کاپیتان سوباسا : بچه ها ! امروز روز سرنوشت سازی برای ماست ! ما باید با پیروزی بر مقاومت سوناماکی و حمایت از امپریالیسم ، اندیشه های حاکم بر شیطان بزرگ «ژاپن» را به کودکان ایرانی القا کنیم تا 10 ، 15 سال بعد محمدجواد ها تبدیل به کامی و سامی شوند !

همه بازیکنان یک صدا : بله کاپیتان !

بازی شروع می شود . دوربین هم چنان بازیکنان شاهین ناکازاکی را نشان می دهد که به حالت نیم رخ در حال دویدن هستند . آنها توپ و میدان را در اختیار دارند و با این کار ذهن کودکان را از اندیشه های انقلابی منحرف می کنند .

سواباسا فریاد می زند : تارو توپ رو برات فرستااااااادم ! بگییییییر ! در ضمن تارو ! موهات به هم ریخته ... فرق وسطت رو دلبری باز کن ! چشم هزاران کودک معصوم در انتظار این عمل انحرافی تو است !

تارو از آن طرف زمین فریاد می زند : رو چشمم کاپیتان ! توپ رو گرفتم ! تا من مدل موی جدید بزنم تو هم شورت ورزشی ات رو بزن بالا تا در آینده دخترهای معصوم امروز مانتوهای تنگ و بدن نما بپوشند !

ایشی زاکی : تارو مواظب باش از پشت یکی داره تکل میره ! در ضمن من که مو ندارم ولی کچل کردم و با تیغ روی کچلی ام مدل دادم ! خط ریشم هم زیگزاگ کردم !

اما مربی تیم شاهین به کنار زمین آمده تا تاکتیک جدید تیم را با فریاد ها و حرکات دست بیان کند ! اما طی حرکتی عجیب و پانتومیم گونه با دست یک آناناس را در هوا می کشد !

بازیکنان که تاکتیک جدید را دریافت کرده بودند یکصدا فریاد زند : مدل موی آناناسی !! بله مربی !

 

چند نکته مهم تاکتیکی و تکنیکی :

1) در زمان صفارهرندی هم فوتبالیست ها پخش می شد پس منتظر مدل موهای جدید در 10 سال بعد باشید !

2) جالب این جاست که نه تنها کارتون فوتبالیست ها هیچ تاثیری بر فوتبال مملکت نگذاشت بلکه جوانان را دچار ضعف اخلاقی و اعتقادی هم کرد !

3) تا مهدی کلهر خودش فشن می زند نیازی به فوتبالیست ها نیست !

اشانتیون

کامران دانشجو دو روز است که با استقبال گسترده و حماسه ساز دانشجویان روبرو می شود ! البته عده ای دانشجونمای منگل با اهداف سیاسی و انحرافی و بی هدف شعارهایی علیه دانشجو را مطرح می کردند ! با این تظاهرات نصفه و نیمه مشخص شد که آنها با خودشان هم مشکل دارند !

۸/۷/۸۸ ساعت ۱:۴۵

ارسال در تاريخ چهارشنبه 8 مهر1388 توسط آيدين سیارسریع

آغوشت را باز کن من دارم میام !

یک جمله طلایی در بین نامه احمد توکلی به موسوی و خاتمی با ناز و قمیش خودنمایی می کرد ! آن هم اینکه «موسوی و خاتمی به آغوش مردم بازگردند»

تعجب نکنید ! تا من اینجا هستم هیچ جای تعجبی باقی نمی گذارم ! اینقدر تحلیل می کنم تا از شما کاملا رفع تعجب شود ! به نظر من که این حرف توکلی عین حقیقت بوده و کاملا صحیح است و برای ادعای خود دلیل هم دارم . ایناهاش :

1) مردم اصلاح طلب مردم نیستند ، فریب خورده اند !

2) این دو برد پیتانه تنها در بین جنس مونث در جامعه محبوب هستند و چون نمی توانند به آغوش این نوع طرفدارانشان بازگردند گفته توکلی کاملا درست است !

3) یک بار فامیل ما می خواست خاتمی را بغل کند ولی خاتمی جاخالی داد ! چون ما بسیار مهم هستیم طبیعتا فامیل ما هم مهم هست و یک بار هم حتی از کنار نماینده مجلس شهرش هم رد شد پس این فامیل ما یک جورایی ملت هم هست دیگه ! پس گفته توکلی درست بود ! خاتمی باید به آغوش ملت بازگردد !

4) من خودم چند بار دیدم که میرحسین روی وانت با این بلندگوهای «زنبیلو وردار بیار» برای مردم سخنرانی کرد ! و حتی در ازای ابراز علاقه مردم همینجوری ایستاد و باز سخنرانی کرد . خب عزیز من ! خودت را از روی وانت بینداز در آغوش مردم ! ولت که نمی کنن ! می گیرنت بالاخره ! چرا می ترسی ؟

شاعر منحرف لس آنجلسی در رابطه با این موضوع شعر انحرافی جالبی دارد ! وی ضمن تایید سخنان توکلی می گوید :

تن حریرت جوی عطر جاری / صدای گرمت حیرت قناری

بذار بگیرم مثل تور دریا / تو رو در آغوش ماهی فراری !

تیتر احتمالی روزنامه های خدمت گذار و عدالت محور در روزهای آتی : مردم فریب نخورند و آغوششان را فورا ببندند !

 

اشانتیون :

رای های سیب زمینی / باتوم با جنس چینی / ایرباس های تحریمی / توپولف ترمیمی / مدیریت ، جهانی / هلوی لنکرانی / امیدهای فضایی / فیلم هندی با مشایی / دشمن های تخیلی / نامه های توکلی / نخبه های فراری / سنتورهای صفاری / هولوکاست فانتزی / هیلترهای ناز نازی / هاله های قداستی / تی وی های سیاستی / اصغرهای الی باز / لوده های حماسه ساز / کارگردان مبلغ / 10 میلیارد صادق / فوتبال استیل آذین / خوبه ! همگی راضین !

دوشنبه ۶/۷/۸۸ (اگه اشتباه نکنم !) ساعت ۲۱:۳۰

ارسال در تاريخ دوشنبه 6 مهر1388 توسط آيدين سیارسریع
این برداشت را بردارید ! در روزنامه اعتماد نوشته شده که بنابرگزارش خبرگزاری امیرکبیر 45 دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان ممنوع الورود به دانشگاه هستند و 16 نفر هم به کمیته انضباطی فراخوانده شده اند . آقای اعتماد ! من که می دانم شما این ها را بدون منظور نمی نویسید ! منظورتان از کمیته انضباطی چیست ؟! چرا از همه چیز برداشت سیاسی می کنید ! شما از تورم قوزک پای نن جون کروبی ، میوه های مورد علاقه رئیس جمهور محبوب ، سقوط پیاپی هواپیما و حتی سخنرانی رئیس جمهور در سازمان ملل هم برداشت سیاسی می کنید ! در حالی که باید برداشت مذهبی – تاریخی می کردید ! حالا هم این دانشگاه و دانشجو را علم کرده اید . خب کمیته انضباطی یعنی چی ؟ حتما انضباط را رعایت نکرده اند یا درسشان را خوب نخوانده اند یا موهایشان را های لایت کرده اند و سیخ نموده اند یا جزواتی رد و بدل شده یا دست درون دماغ هایشان کرده اند ! دیگر جز این حالات حالت دیگری برای ما متصور نیست برای شما هم متصور نباشد بهتر است !
ارسال در تاريخ یکشنبه 5 مهر1388 توسط آيدين سیارسریع
مطلب بی اتیکت با اشانتیون

عرضم به حضور شما که در روز قدس به قول خبرگزاری فارس عده ای منحرف و روزه خوار و سیگارکش با اندیشه های مبتذل و غیرارزشی به گفته صدا و سیما اقدام به شعار انحرافی مرگ بر روسیه کردند . در همان روز رئیس جمهور محبوب بحث محترم هولوکاست را مطرح کرد . سپس جمعی که چه عرض کنم کل جهان من جمله روسیه اعلام کردند که این حرف ها چیه ؟! این حرف ها لطفا زده نشود ! خب از این اعتراض روسیه برداشت می شود کشور دوست و برادر روسیه بر موجودیت و مشروعیت اسرائیل اصرار دارد ! پس ملت ایران حق داشت که ضمن مشت محکم به روسیه شعار مرگ بر روسیه را هم سر بدهد . چون وقتی ما اسرائیل را نابود کردیم حتما هم پیمانان او را هم انگولک می کنیم . حال سوال اینجاست که : چرا صدا و سیما به رغم اسرائیل دوستی روسیه شعارهای مردم را مبنی بر انزجار از دولت روسیه شعار انحرافی عنوان کردند ؟ جواب قانع کننده : حالا شاید منظورشان از شعارهای انحرافی همان نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران باشد . پس شعار های ارزشی بعدی اینگونه می باشد :

1) میرحسین عمروعاص / جونم واسه کاراکاس !

2) خلیج فارس عرب ... تثبیت باید گردد .

3) برادر روسیم ! دریای پهن خزر ! حق مسلم توست ! 4

) هم غزه هم لبنان / ایران چیه بابا جان ؟ و ...

از این به بعد تصمیم گرفتم یک قسمت جدید و کوتاه رو در هر مطلب بگنجونم ! به نام اشانتیون !

اشانتیون امروز : خبرگزاری تابناک : 17 آقازاده در خانه فساد دبی دستگیر شدند . ادامه خبر توسط ما : پیش بینی می شود که این آقازاده ها اکثرا در انتخابات ایران به میرحسین موسوی رای داده اند و در این خانه ها داشتند آموزش می دیدند و به احتمال قوی به یقین (!!!) محمد قوچانی هم بین ایشان بوده هر چند آقازاده نیست و پاسپورت هم ندارد و اکنون هم در زندان است ! ساعت 1 بامداد روز شنبه ... ها ؟ خب بابا ! عین این گزارشگرهای فوتبال حالا دیگه یکشنبه 29/6/88

ارسال در تاريخ یکشنبه 29 شهریور1388 توسط آيدين سیارسریع

 ابطحی علیه برنج خارجی تبلیغ می کند !

صدا و سیما از تبلیغ برنج خارجی منع شد . ما برای رونق کار برنج کاران ایرانی و همینطور جلوگیری از ضرر 6 میلیاردی صدا و سیما یک راه فوق العاده جلوی پای مسئولان از نوع ضرغامی و غیرضرغامی اش قرار می دهیم و در این پیشنهاد هم می توان برنج خارجی را تبلیغ کرد و هم می توان تبلیغ نکرد ! اما چگونه ؟ پیشنهاد ما این است که تبلیغات برنج خارجی در تلویزیون پخش شود منتهی همانطور که سیگارهای مختلف را تولید و وارد می کنیم و رویش می نویسم سیگار سرطان زاست و عکس لولو رویش می کشیم اینجا هم می توانیم پس از اتمام تبلیغ برنج جناب ابطحی را مجددا در مقام اعتراف ظاهر کنیم .این طوری زندانی به یک درد جامعه اش می خورد و شاید بتواند آن گناه مشورتهایی که به خاتمی در چند سال اصلاحات داد را بشوید !   دیالوگ ابطحی در حالیکه غمگین در زندان نشسته است :

ابطحی : من مدت ها اینجا نشستم و فکر کردم ! پیش خودم گفتم آخه من برای چی اینقدر لاغر شده ام ؟! این جا که اینقدر همه چیز خوب است .

در این حین بازجوی ابطحی وارد می شود و با قیافه ای شادمان و لبخندی زیبا روی لب می گوید :

می دانی برای چه چیز اینگونه لاغر شده ای ممدعلی جونم ؟

ابطحی هم اظهار بی اطلاعی می کند . باز جو در جواب یک کیسه برنج خارجی در دست می گیرد و در حالیکه هنوز لبخند ملیحش را دارد رو به دوربین می گوید : برای اینکه از برنج خارجی استفاده کرده ای !!

بازجو و ابطحی در این لحظه هر دو قاه قاه می خندند و نه برنجکار ایرانی ضرر می کند  و نه صدا و سیما . تازه یک دلیل دیگر برای لاغری ابطحی هم پیدا می شود .

تذکر : امیدوارم برای نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی مورد بازخواست قرار نگیرم ! همانطور که می دانید این مطالب جنبه طنز دارند و باز هم همانطور که همه می دانند این پیشنهادات هم ما به درد هیچ کس نمی خورد !

 

یک نتیجه گیری مهم و کاربردی

کنفرانس مطبوعاتی جناب رئیس جمهور یک درسی به ما داد . یعنی ما توانستیم یک نتیجه گیری بکنیم .

آن اینکه آدم ها سه دسته اند . دسته اول کسانی که نمی فهمند و غافل هستند . دسته دوم کسانی که نمی فهمند و غافل می کنند . دسته سوم که خودمان باشیم کسانی هستند که می فهمند و کلا خیلی خفن آلود و هوشیار و ماه هستند ... نه غافل می کنند نه غافل می شوند .

 

ساعت 15:34 روز 17/6/88

در حالیکه دراین موقع شکممان باید شش و هشت بزند 17 روز است دچار سرنوشتی تراژیک شده است !

ارسال در تاريخ سه شنبه 17 شهریور1388 توسط آيدين سیارسریع

چاوز مثل بامیه گرد و خوردنیست !

آرزو

در پی شیوع تب کنگو در جوامع مختلف یک مقام بی مقام نان به نرخ روز خور گفت : شانس هم که نداریم ! حداقل یک تب روسی یا چینی هم نیامد که ما در اثر گرفتن این بیماری حداقل شهید بشویم !

آرژانتین حیا کن ! تیم ملی رو رها کن

الحمدلله به حول و قوه الهی آرژانتین هم از سوی برزیل لوله شد تا آرژانتین بفهمد که دنیا بی صاحاب نیست و چوب خدا صدا ندارد و اینترپل و اینترمیلان هم خودش است و به ما فحش خارجی ندهد و فکر نکند که ما نمی فهمیم و وزیردفاع خودشان گر خفن نیست به ما گیر الکی ندهند !

چاوز : حالا بخورم ؟!

هوگو چاوز در افطاری دولت در حرم امام رضا با ایشان هم سفره شد ! نقل قول های متفاوت و پراکنده ای از زبان چاوز نقل محافل است . تیتر نشریات در روزهای آتی اینگونه پیش بینی می شود :

یک روزنامه سیاسی = چاوز در سفره افطار : آخیش ! حالا می تونم بخورم ؟

یک ماهنامه زرد : من زولبیا و بامیه را از احمدی نژاد و جومونگ هم بیشتر دوست دارم !

یک هفته نامه پزشکی و غذایی (!) : چاوز : افطارم را با یک عدد خرما باز می کنم ! خرما خیلی مفید است ! اگر امکانش هست چهار پنج تا کارخانه خرماسازی هم در ونزوئلا افتتاح شود ممنون میشوم !

دولت یکصدا گفت : من بارها در محافل مختلف گفته ام ! چاوز مثل بامیه گرده ! آدم دلش می خواد بخورتش !

به علت کمبود اعصاب از پذیرش هرگونه آدمیزاد معذوریم !

بعد از سالها امسال طی برگزاری انتخابات جنجال برانگیز و حوادث تلخ پس از انتخابات و محاکمه سران اصلاحات و فضای امنیتی موجود پس از انتخابات صلاح بر این شد که مرقد امام در شب قدر یک کمی تعمیرات شود و ملت محترم دقت کنند که این تعمیرکنندگان به علت داشتن آلات تعمیر اعم از کلنگ و بیل و چند وسیله تیز دیگر و نداشتن اعصاب از پذیرش هرگونه اصلاحات ، ممد خاتمی ، اغتشاشگر ، فعال حقوق بشر و غیره معذور است و با شرکت کنندگان به سختی برخورد می شود !

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 16 شهریور1388 توسط آيدين سیارسریع

رئیس جمهور برای بچه بدآموزی دارد !

چاوز عزیزم ای هلو !  

چاوز برای هفتمین بار به تهران سفر می کند . در این مورد حافظ ما که قبلا مواضعش را برای شما روشن کردیم چنین فرمود :

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان چاوز / ایرانو هی ببینی در هفتمین روایت !

ای چاوز عزیزم در اوجی من حضیضم / اینجا که باز آمدی کمی بکن رعایت !  

زین جا که باز رفتی الهی با دست پر /  با اوباما نگیری عکسی تو با رفاقت !

پس چاوز جواتم کاری مکن بگوییم / از کاراکاس خیانت از توپولف هدایت !

 

یک بوس کوچولو

جام جم آنلاین : 100 درصد مینی بوس های تهران فرسوده اند و همگی بالای 30 سال عمر دارند .

من بر خود لازم دیدم در مقابل این گستاخی بزرگ یک مشت محکم از قبل نگه داشته ام به منتشر کننده این خبر بزنم . اولا به نظر ما و همه کارشناسان خبره مهم تجربه است و در این شرایط حساس جوانگرایی کار بسیار خطرناک و ریسک بزرگی است . ثانیا این گونه وسایل نقلیه به جای اینکه یک فکری به حال اسمشان بکنند و خود را با امنیت اجتماعی تطبیق دهند در ازای پس گردنی ما پدرشان را آوردند و گفتند: «این سردسته ماچ کن ها و بوس گیر ها «اتوبوس» است . حالا چی میگی ؟» بعد انتظار دارند که این افراد منحرف را معاینه فنی هم بکنیم . خدا مرگمان دهد ! دیگه چی ؟

 

رئیس جمهور لولو !

 خبرآنلاین : والدین آمریکایی از اینکه فرزندانشان به سخنرانی اوباما برای دانش آموزان مدارس دولتی گوش فرا دهند مخالف هستند.

در همین رابطه گفتگویی را با یک کودک امریکایی داشتیم .

خبرنگار ما : سلام کودک امریکایی جهانخونخوار ! خودت را معرفی کن

کودک : کودک جهان خوار هستم از نیویورک .

خبرنگار ما : آفرین بچه خوب که خودت از اون اول بسم الله اعتراف تمیزی کردی . خب بگو ببینم بابا و مامان نمی ذارن سخنرانی آقا مبارک رو گوش بدی ؟

کودک : منظورت باراک لولوئه ؟

خبرنگار ما : آره بچه جون ! همون باراک . گفتی لولو ؟ برای چی لولو ؟

کودک : آخه مامان می گه این رئیس جمهوره سیاهه عین لولوئه و من را می خورد !

خبرنگار ما : عجب مامان غیوری داری . بهت تبریک می گم ! خب نظر بابا چیه ؟

کودک :حرفهای بابام کاملا با توصیه های مامان در تناقضه !  بابا می گه این مرده چون سربازهاشو می خواد از عراق بیاره بیرون و جنگ تو کتش نمیره سوسوله ، من هم زیاد به حرفهاش گوش کنم سوسول میشم مثل کامران و هومن !

خبرنگار ما : آفرین ! با فرهنگ و ادبیات فاخر فارسی هم که آشنایی کامل داری ! باریکلا ! حالا بگو ببینم ایران رو می شناسی ؟

کودک : من فقط می دونم ایرانی اسم یک نوع توالت خفنه ! خیلی هم دوستش دارم .

خبرنگار ما یک دانه بر سر کودک می زند : بسه دیگه ! رو دادم پررو شدیا ! برو پی کارت ببینم . با اون ننه بابای جواتت .

 

ساعت 2:20 نصف شب ! تمام

پیشنهاد می شود یک دور تیترها را دوباره با ریتم و حرکات موزون بسرایید !

ارسال در تاريخ شنبه 14 شهریور1388 توسط آيدين سیارسریع

دشمنان در پی موفقیت تیم ملی

پیشنهاداتی چند به وزارت راه

روزانه در جاده های ایران 24 نفر جان خود را از دست می دهند . حالا که آقای بهبهانی(تبعد الله انواع الزاکانی لحوله) باز هم وزیر راه شد و با توجه به سابقه انتقاد پذیری ای که ما و آقای زاکانی از ایشان سراغ داریم راه حل های زیر را برای کاهش خطرات احتمالی در جاده ها پیشنهاد می کنیم : 

الف) از این به بعد عدد 2 یا 3 را جایگزین عدد 24 کنیم که از این به بعد به جای 24 بگوییم 2 و نگرانی را کاهش دهیم یا به جای واژه روزانه از ماهانه و به جای ماهانه از روزانه استفاده کنیم . البته از ایران هم می توانیم به عنوان یکی از کشورهای خاورمیانه نام ببریم پس با این مصوبات ، خبر اینگونه تغییر پیدا خواهد کرد : ماهانه در جاده های یکی از کشورهای خاورمیانه 2 یا 3 نفر جان خود را از دست می دهند که یک آمار فوق العاده است و حتی می توانیم ابراز امیدواری کنیم که آن کشور خاورمیانه ایران باشد !!

ب) چند جاده کشور را که تصادفات در آنجا زیاد است خراب کنیم . این گونه رانندگان بی دقت حواسشان را جمع خواهند کرد که در صورت عدم رعایت نکات ایمنی یک جاده در کشور تخریب خواهد شد .

ج) دریای خزر را بفروشیم به روسیه تا به مردم تفهیم شود که شمال چیز خاصی ندارد و سفر کردن در جاده کندوان همه اش ضرر است !

د) خانواده هایی که با اتومبیل شخصی قصد سفر دارند را شناسایی کرده و توسط افرادی ناشناس و خطرناک شبانه آنها را برباییم و تهدید کنیم در صورت سفر و رعایت نکردن نکات ایمنی آنها را خواهیم کشت !

سایه رفیق !

مسعود کیمیایی فیلم «تبعید سایه ها» را در تهران و مسکو می سازد . به نظر شما کدام گزینه می تواند محتوای این فیلم باشد ؟

الف) محسن و مسعود دو دوست قدیمی هستند . محسن متوجه می شود که رفیقش در مسکو گروگان گرفته شده است پس رهسپار مسکو می شود .

ب) مسعود و محسن دو دوست قدیمی هستند . مسعود متوجه می شود که رفیقش در تهران(خدای نکرده!)  گروگان گرفته شده است پس رهسپار تهران می شود .

ج) دو رفیق با هم به سرزمینی دوردست تبعید می شوند . آنها مثل سایه خودشان کنار یکدیگر هستند و هیچ کدام اجازه نمی دهند قند در دل دیگری آب شود .

د) دو سایه به سرزمینی دوردست تبعید می شوند . سایه ها به تدریج آدم یعنی صاحب سایه می شوند و تازه می فهمند که رفقای قدیمی هستند .

دشمن در پی موفقیت تیم ملی !  

تیم ملی کشورمان طی 90 دقیقه تلاش برای احیای ارزش های معنوی و زنده کردن ایثار و فداکاری موفق شد با استقامتی ستودنی و تحملی حیرت آور با خوردن چهار گل از تیم برادر و مسلمان ، بحرین در حالی که اشک شوق بر چشمان مسئولان از این همه از خود گذشتگی و تختی گری جمع شده بود به این تیم قبل از بازی های مقدماتی روحیه دهد ! یکی از مسئولین خیالی ورزشی در انتقاد از گفته های دشمن شاد کن یکی از مربی های اسبق تیم ملی که گفته بود خودمان تیم ملی را بزرگ کرده ایم گفت : آقایان دوست داشتند که ما بازی را ببریم تا بحرین در مقابل عربستان امریکایی روحیه ای برای بازی نداشته باشد ! آقایان باید هرچه زودتر موضع خود را اعلام کنند !

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 12 شهریور1388 توسط آيدين سیارسریع

اللهم ! العفو ! العفو ! خلصنا من الاصلاحات

ببخشید زیاد آپ می کنم ! به خدا اگه ننویسم می ریزه طنزم تمام خونه کثافت میشه ! شرمنده !

سیاست گوشتی

سازمان دامپزشکی ایران اعلام کرد که احتمال توزیع گوشت بز در تهران وجود ندارد .

ما خیلی متاسفیم که این خبر تکذیب شد . چون مطابق اطلاعاتی که در بچگی به خورد ما می دادند «بز» حیوانی خردمند و در بعضی موارد همچون کارتون پسرشجاع حتی دکتر هم بوده ! حالا خدا کند بعد از قانونمند کردن القاب علمی همچنان بز مذکور دکتر بماند وگرنه ممکن است یک نسلی سرخورده و افسرده شوند و فردا یقه ما را بگیرند که مرتیکه ! یک عمر بز را به عنوان نماد خردورزی به ما نشان دادی ! حالا میای ردش می کنی ؟ به هر حال ما طبق وظیفه ای که داریم هر دفعه باید یک سری پیشنهاد هم بدهیم هر چند کسی به قول دوستان به بند تنبانش هم حساب نکند این ها را !

گوشت و مخصوصا عرضه گوشت های مختلف می تواند برای آینده کشور بسیار مفید باشد ما جهت استفاده هر چه بیشتر از گوشت های سرگردان و بلااستفاده راه های زیر را پیشنهاد می کنیم  (از پذیرش هرگونه مسئولیت در قبال فکر بد در مورد واژه گوشت معذوریم !)

1) گوشت اصلاح طلبان . ما می توانیم با پخش این گوشت طعم ناخوشایند خیانت را به مردم بچشانیم !

2) گوشت محمدعلی ابطحی . چند صد کیلو چربی ای که از ایشان به در آمد می تواند از یک جای شهر آویزان شود و بالایش اینگونه نوشته شود : عاقبت یک اصلاح طلب چاق !

3) گوشت لنکرانی با طعم هلو ...

و ...

اللهم ! خلصنا من الاصلاحات

منصور ارضی یک مداح معروف در تهران به مردم پیشنهاد کرد که هنگام سحر بر سران اصلاحات (لعنت الله علیه) لعنت بفرستند ...

اللهم العفو العفو ! خلصنا من الاصلاحات ! انی اسالک عمری للمشاهده المراسیم الختم الخاتمی ! انی اطلب منک للمساعدتی بالارشاد فی بلمب الاعتماد الملی لاختناق الامتی ! الهی لعنتی علی الجنتی ! لاوالله ! لا لا لا ! لا اطلب منک ! انا اشتبهت فی دعایی! العفو ! العفو ! الهی لعنتی علی الهاشمیه الرفسنجانی ! قاتل الجانی ! فی الحال جیبنا خالی و هو مفسد المالی ... لعنت الله علی المیتی الرجیم ، کروبی الروانی . و لا تخلیه لکلی هنوز ! اللهم ! انی اسالک البرخورد الشدید بالاسود الحدید مقابل المروج التردید فی الانتخابات ... اللهم انی لا اسالک شیئی الا موارد المذکور ...

 

پایان نوشت : آخه کدوم عادم آقلی ساعت 4:30 صبح طنز می نویسه ؟! نتیجه اش همین چرت و پرتا میشه که نیم ساعته علافشی !

 

ارسال در تاريخ شنبه 7 شهریور1388 توسط آيدين سیارسریع

بی طرف ترین ضرغامی های دنیا !

مشکل چاپی

مرتضوی گفته بود که اعتماد ملی به علت مشکلات خودش در چاپ (در روزی که اعتماد ملی بر روی دکه نیامد) قادر به فعالیت نیست . الان نزدیک به دو هفته است که این روزنامه دارای مشکلات چاپی است !

نتایج حاصله :

1)از همین جا پی می بریم که آن آقای دکتر روانپزشک هر چند که بعدا همه گفته هایش رو تکذیب کرد راست گفته که مهدی کروبی دارای مشکلات روانی است ! آخر آدم سالم به علت مشکلات چاپ روزنامه این همه خواننده را سرکار می گذارد ؟

2)احتمالا در مورد بازداشت شده ها ابتدا گمان می رفته که غلط املایی داشته باشند ولی پس از دفاعیات آنها به این نتیجه رسیدند که اشتباه چاپی شده ولی بعضی می گفتند معلمشان اشتباه قرائت کرده و باید معلم را فلک کرد ! حالا معلم ها هم می گفتند که ما از روی کتاب قرائت کردیم باید با ویراستارهای کتاب ها برخورد شود . ویراستار ها هم می گفتند که ابتدا این ها را وقتی ما خواب بودیم عوامل امریکایی دست کاری کردند ! عوامل آمریکایی هم رفتند کشورشان فعلا دسترسی نداریم بهشان !  

3) بعضی روزنامه ها مثل کیهان اصلا مشکل چاپی پیدا نمی کنند .

4) به علت اینکه از این به بعد هرکس مشکل چاپی پیدا کرد در و دهنش را تخته می کنند شما می توانید از عبارت «مشکل چاپی» به عنوان فحشی جدید بهره ببرید ! به عنوان مثال می توانید شایعه کنید کسی که ازش بدتان می آید مشکل چاپی دارد ! مطمئن باشید هرکس این مطلب را خوانده باشد بعد از شنیدن شایعه شما لبانش را خواهد گزید !

ایران قهرمان !

خبر : در بین تمام کشورهای جهان ایران رتبه 186 را درسرعت دسترسی به اینترنت دارا می باشد . از آنجایی که در رده بندی فیفا هم جدیدا جایی نداریم برای حفظ آبرو می توانیم در رده بندی های زیر رتبه اول را کسب کنیم .

1) رده بندی هلوترین وزرای دنیا

2) رده بندی بهترین پلمپ گران نشریات در دنیا

3) رده بندی پراشتباه ترین خلبان های دنیا !

4) رده بندی بی طرف ترین ضرغامی های دنیا !

رمضان چینی !

خبر: دولت چين با وضع مقرراتي روزه گرفتن كارمندان مسلمان را ممنوع و از اقامه شعائر ديني در دانشگاه‌ها جلوگيري كرده و از برپايي ضيافت افطار جمعي توسط ممانعت به عمل مي‌آورد.

در رابطه با همین موضوع یکی از مقامات عالی رتبه دولت طی سخنرانی ای گفت : والا ما رفته بودیم مشهد زیارت . بعد دیدیم یک عده ای ما را محاصره کردند . از جای جایشون نور می زد بیرون ... چه نوری بود آقا . ما تا 28 دقیقه مژه نزدیم ! همینجوری مات و مبهوت از اون فضای روحانی و ملکوتی بودیم که گفتند : یا مقام الدولتی ! چه نشسته اید که خداوند روزه را از برنامه سالانه مسلمین حذف کرده . مخصوصا کارمندان ! بشتابید به سوی مملکتتان و مردم را آگاه سازید ... ما هم گفتیم چشم . آمدیم دیدیم که این برادران چینی مان بی شرف ها پیش دستی کردن ! 

ارسال در تاريخ سه شنبه 3 شهریور1388 توسط آيدين سیارسریع

به منظور انعکاس خدمات دولت

شبکه به جای سیب زمینی

افزایش در زایش

یک منبع خبری : زن تونسی 12 قلو زایید !

ای کاش این بچه ها برای الهام به تولید انبوه می رسیدند که باباشون تک نفری این همه کار را یک جا انجام ندهد تا تشخیص مصلحت نسخه اش را بپیچد !

البته منبع خبری مذکور هر گونه اخبار مبنی بر حضور این خانم در بازداشتگاه های غیراستاندارد را رد کرد !

شبکه تلویزیونی ؛ بار دیگر جبهه حق علیه باطل !

روزنامه ایران پیشنهاد داد که دولت برای خودش یک شبکه جدای تلویزیونی تاسیس کند زیرا مردم همیشه نیاز و حق دارند که خادم و خائن را شناخته و خادم را بنوازند و خائن را بتارانند ! (خداییش من تو کف این فعل آخری ام ! من فقط کپی کردم و نمی دونم مشکل ، غلط املایی ای است که از خبرآنلاین سر زده یا نه ! واقعا همچنین فعلی وجود دارد !)

این دلیل به نظر ما دلیل محکمی نیست . به خاطر این دلایل زیر را حدس می زنیم :

1) 6 شبکه برای پوشش خدمات دولت کافی نیست چون خدمات بسیار زیاد است و در 6 شبکه نگنجد . بر فرض اگر 6 شبکه 24 ساعت اخبار خدمات دولت را منعکس کنند بالکل می شود 144 ساعت . آیا 144 ساعت واقعا کافی است ؟ شبکه 1 که شبکه ملی است و قطعا بی طرف است ، شبکه 2 هم که عشق فیلم سینمایی است آن هم آمریکایی ! پس این شبکه محافظ منافع امریکا در تلویزیون است ، شبکه 3 هم از 24 ساعت شبانه روز 23 ساعتش فوتبال است و هرچند فوتبال امریکایی پخش نمی کند ولی ما از یک طرف می گوییم مرگ بر انگلیس و بعد لیگ برتر انگلیس را پخش می کند . ما پیشنهاد دادیم که لیگ روسیه و چین از این به بعد پخش شود ولی با این پیشنهاد مخالفت کردند . ملت خواستار پخش اینگونه بازی هاست. ما که می دانیم این مخالفت ها از کجا آب می خورد . تازه یک مجری ورزشی سرکش هم دارد که الحمدلله برنامه اش هم فعلا در هاله ای از ابهام است ! در مورد شبکه 4 باید گفته شود که این شبکه 4 هم در اختیار قشر روشنفکر است از آنجایی که روشنفکر جماعت در این 13 میلیون به وفور دیده می شد پس عملا این شبکه هم از دست دولت خارج است ، می ماند یک شبکه خبر که آن هم ... آن هم به شما مربوط نیست !

2) تعداد روزنامه های حامی دولت کم است . آیا واقعا وطن امروز ، ایران ، کیهان ، جوان و چند تای دیگر که اسمش یادم نیست اگر همه کارکنانشان با تمام وجود و اخلاص تمام و در کمال بی طرفی 24 ساعت از دولت حمایت کنند می توانند در مقابل توطعه های روزنامه های متعدد اصلاح طلب که همانا اعتماد است به تنهایی بایستند ؟ حالا خوب شد در اعتماد ملی را گل گرفته اند !

3) برای حمایت از مظلوم در مقابل ظالم مخصوصا اینکه امکانات ظالم نسبت به مظلوم بیشتر باشد و همچنین نمایندگان ظالم در مجلس در اقلیت باشند و تلویزیون مملکت کاملا در اختیار مظلوم باشد و شورای نگهبان هم حمایت خود را از مظلوم به کرات اعلام دارد و غیره (!) لازم است که مظلوم یک شبکه تلویزیونی جدا داشته باشد تا حق به حق دار برسد .

چند اسم پیشنهادی برای شبکه احتمالی

اما اسم هایی که برای این شبکه محتمل است :

1) اعتماد ملی . از آنجایی که روزنامه اش را توقیف کرده ایم می توانیم اسم شبکه را اعتماد ملی بنامیم ! هم اسمش قشنگ است هم کلاس دارد !

2) شبکه خوش خدمت ... البته این به این معنا نیست که این شبکه همه اش کمدی و طنز است ! نه خیر ! آن خوشی حاصل نشاط و شعف بعد از خدمت است .

3) چین چانگ چنگیز ... یعنی شبکه انعکاس خدمات . البته به چینی . برای قدردانی از زحمات ایشان !

4) جومونگ . این اسم را می توان ابتدا برای جذب تماشاگر استفاده کرد سپس به همان موارد فوق تغییر داد . ما هم که نماد تغیییییر ...

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 29 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

ای کاش من هم لاریجانی بودم / با قوه هایم پرمی گشودم !

فوتبال و سیاست

پوتین و مدودف برای تماشای بازی روسیه و آرژانتین به کافه ای رفتند و با هم به دیدن بازی نشستند ! تیم روسیه هم باخت .

نتایج بدست آمده از این اقدام :

1) اثبات شده که وقتی یک سیاستمدار به تماشای فوتبال ملی بنشیند آن تیم بهتر است از بازی انصراف بدهد تا حداقل 3 بر صفر بازی را واگذار کند .

2) اصولا نگاه های سیاستمدار برای زمین فوتبال کمی ثقیل است .

3) دیگر فوتبال به چه زبانی بگوید مرا وارد سیاست نکنید !

آیدین لاریجانی

در پی نصب صادق لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضاییه بنده از آنجایی که اصلا به پست و مقام اهمیتی نمی دهم و تصدی یک پست سیاسی برایم از پرت شدن در جوی فاضلاب هم چندش انگیزتر است از همین جا اعلام می دارم که بنده را از همان بچگی در خانه و محله لاریجانی صدا می زدند . اصلا فامیلی ما لاریجانی بود و پدربزرگم از آنجایی که اخلاقش اصلا با من شباهتی نداشت و چون در آن زمان سیارسریع ها متصدی انواع و اقسام پست های مهم کشور بودند و او می خواست از این آب ماهی بگیرد نام خانوادگی اش را از لاریجانی به سیارسریع تغییر داد .

درخواست عاجزانه و لاریجانانه : اگر می شود یک قوه مطنزه هم بوجود آورید تا بنده ی لاریجانی آن را برعهده بگیرم !

یک جبهه هوای سبز در حال ورود به کشور است !

میرحسین که فعلا کاره ای نیست هم این جبهه اش را مشخص کرد این رئیس جمهور هنوز کابینه اش مشخص نیست . جبهه میرحسین به اسم راه سبز امید راه اندازی شد ! ولی به دلایلی ما پیش بینی می کنیم که این جبهه تشکیل نشود . مشکل ما با اسم این جبهه است .

راه : به نظر ما که هیچ راهی وجود ندارد فعلا ! راه برون رفت از بحران هاشمی را که مسدود کردند و معلوم شد که هاشمی کاره ای نیست .

سبز : سبز هم که فعلا ممنوع است .

امید : باید ببینیم منظور از امید چیست ؟ واقعا امیدی هست ؟ آیا منظور میرحسین از امید ، امیدوار رضایی بوده که ناامید است . آیا منظورش از امید تداعی ترانه «آره تو محشری از همه سری / تو یک افسونگری با دیو و پری» بوده ؟ فعلا هیچ چیز مشخص نیست .

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 25 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

متهم وارد می شود !

اصولا در فرهنگ فوتبالی ما اینگونه آمده که هر مربی ای که از خارج وارد داخل می شود یعنی داخل کشور می شود , ما باید تا آخرین قطره خون در مقابل او مقاومت کنیم و از هیچ تبلیغ منفی ای علیه او فروگذار نکنیم . برای نمونه شما عزیز فوتبال دوست دقت بفرمایید . قبل از جام جهانی 98 یک سری عزیزان که معلوم بود تمام عمر خود را صرف فوتبال شناسی و شناخت دقیق علل برد و باخت کرده بودند علت باخت سنگین ایران را برابر یک تیم باشگاهی اروپایی اینگونه بیان کردند : یک عرق خور را از یوگوسلاوی آوردند آن وقت 7 گل خوردند ! زمانی که افشین قطبی تازه پا به فوتبال ایران گذاشته بود گفتیم او از خانواده پهلوی است و با فلان خانم نسبت دارد . اکنون هم طبق وظیفه به جناب کرانیکار پیله کردیم که وی دائم الخمر است ! بنده یک سری اتهام های درجه یک دارم که حاضرم در اولین فرصتی که مربی خارجی ای به وطن وارد شد طبق وظیفه به ایشان بزنم . این اتهام ها به شرح ذیل است (این ذیل هم کلمه جالبی است ها!) :

خبر : توپولف سرمربی روسی وارد ایران شد !

اتهام : آقای توپولف نقص فنی دارد . این آقا آنقدر مبلغ بالایی می خواهد انگار در آسمان ها سیر می کند ! این آقا از سال 2001 به دلایل نامعلومی از سوی کشور ترکیه ممنوع الورود اعلام شده ! به نظر ما این مربی به زودی سقوط خواهد کرد .

خبر : محمد الحجابی با اخلاق ترین مربی عرب هدایت تیم سالم سازی اراک را به عهده گرفت !

اتهام : همانطور که از اسم و رسم و سوابق این فرد بر می آید این آقا به علت حجب و حیای زیاد احتمالا حتی یک عکس هم با شورت ورزشی ندارد . این برای یک مربی در کشور ما بسیار خطرناک است !

خبر : فابیو کاپلو از تیم ملی انگلیس (استعمارگر پیر) ابراز انزجار کرد و گفت حاضرم برای شموشک جانم را به طور قسطی فدا کنم ...

اتهام : آقای فابیو کاپلو بر اساس مشاهدات ما و تایید آگاهان در زمین بازی بسیار داد و بیداد می کند . به علت اینکه او ممکن است در جریان حرص و جوش خوردن های متوالی اش کراوات خود را بدرد اعلام می کنیم که این آقا حاضر شده برای منافع خود از عقاید و عادت های خویش بگذرد و برای همرنگ شدن با ملت ما اینچنین به طور نمایشی حتی کراوات خود را هم از تن به در کند ! البته جا دارد اعلام کنیم که این اتهام ما بیشتر جنبه پیش بینی ای محال گونه دارد ولی احتمالش از نظر ما زیاد است !

خبر : مذاکرات بین باشگاه جوات های کوچه پشتی با اشپیگل فرانکفورترتبار مونیخ زاده سرمربی برجسته ی آلمانی به مراحل پایانی خود رسید .

اتهام اول : ما طی تحقیقاتی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که آقای اشپیگل مدیر کارخانه صابون سازی ای بوده که صابون هایش از روغن انسان های سوزانده شده توسط هیتلر بدست می آمده . هرچند این آقا می گوید که سنش 45 است ولی ما اعتقاد داریم این یک سیاه نمایی و پروژه ای برای مظلوم نمایی این آقا می باشد . بعضی افراد خیانت کار با مقاصدی خاص (که البته ما می دانیم از کجا حمایت می شوند) اعلام می دارند که بنابه گفته ما سن مربی مذکور حداقل باید 96 سال باشد چون هیتلر سال 1933 صدراعظم آلمان شد ولی اشپیگل بیش از 50 سال را نشان نمی دهد . ما به این مزدوران و خائنان به فوتبال مملکت فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» را  بارها نشان دادیم و گفتیم  این را دیگر خود حامیان شما ساخته اند ! نمی توانید این امور خارق العاده را انکار کنید !

اتهام دوم : بر اساس تحقیقات گسترده ما ، یکی از محققان خدوم و زحمتکش مان طی پرس و جوهای ویژه ای که به عمل آورده متوجه این امر شده که این آقای اشپیگل نمی دونم چی چی یک نامزد در ایران به اسم نازی داشته . خب . آدم اگر یک مثقال هوش در ذهن داشته باشد به راحتی در می یابد که این نازی با نازی های معمولی فرق دارد . این نازی از نوع دخترهای حاج زلفعلی خان نیست و اشپیگل بی دلیل نام نازی را برای نامزدش اختیار نکرده !  همین نازی به ما کمک می کند که پی به روابط اشپیگل با حزب نازی ببریم ! ولی ای کاش نمی بردیم چون متاسفانه نازی ها نژاد پرست هم بودند و ما مجبوریم علی رقم میل باطنی بدون ذکر اتهامات نژادپرستی اشپیگل مطلب را به پایان ببریم ! حیف ! این نژاد پرستی هم اتهام ملسی بودها !

 

ارسال در تاريخ شنبه 24 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

زندانیانی که مشکل قانونی ندارند !

لاریجانی : در مورد بازداشت شدگان در حال پیگیری هستیم و به کمیته گفتیم که اگر این افراد مشکل قانونی نداشته باشند آزاد شوند .

اصولا کسی که مشکل قانونی نداشته باشد را چرا باید زندانی کرد ؟

الف) چون قانون ما فرق دارد .

ب) چون لباس اغتشاشگر عکس دیوید بکهام داشت . خب یعنی طرف با انگلیس ارتباط داشته .

ج) چون سر به زیر بود یعنی داشت روی زمین دنبال رایش می گشت . و چون تردید در مورد صحت انتخابات از دید کارشناسان مخصوص ما گناه است پس فرد دستگیر شده اساسا مشکل مذهبی دارد .

د) داروی مننژیت اضافی کرده بود گفتیم چند نفر را بیاوریم زندان

وحدت کلمه

یک عدد حامی دولت گفت این انتخابات یکی از شگفت انگیز ترین انتخابات بوده . البته به نظر ما مخالفان دولت هم همین را می گویند . آنها هم بارها اذعان داشته اند که این انتخابات شگفتی ما را برانگیخته . پس دلیل این همه بحران و مشکل چیست ؟ یک مقام خوشحال از این وحدت کلمه بین جناحین ابراز خشنودی کرد . البته چیزی که زیاد دیده می شود وحدت کلمه است که چند نمونه اش را ذکر می کنم .

رئیس جمهور: مشایی باید برود

بقیه : مشایی باید برود .

که واژگان بالا و پایین در دو جمله فوق به علت حفظ وحدت کلمه حذف شد .

یا برای مثال به جمله «زندانیان را خلاص کنید» دقت کنید . جناحین هر دو بر این جمله تاکید دارند ولی اگر خلاص معانی مختلفی نمی داد وحدت کلمه بیشتر حفظ می شد .

ارسال در تاريخ جمعه 23 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

ابطحي جان ! ليپوساكشن كردي ؟

يكي از نمايندگان موجود در مجلس فرموده اند كه : فراكسيون اقليت غلط مي كند كه در مراسم تحليف شركت نمي كند ! آنها اگر جرات دارند شركت نكنند (تابناك)  

در پي استفاده از اين نوع ادبيات جديد در ميان سياسيون و نمايندگان مردم پيش بيني مي شود ادبيات اصناف مختلف به انواع زير تغيير پيدا كند .

يك آدمكش : عزيزم ! ببخشيد . اساعه ادب است . حقير مدتي است خواسته اي از جنابعالي داشتم ولي هيچ وقت به خود اين اجازه را ندادم كه اين موضوع را با شما مطرح كنم ! ببخشيد ! مي توانم شما را بكشم ؟

يك مربي فوتبال داراي عدم تحصيلات آكادميكي و مكتبيتيكي به بازيكن شل و ول خويش : گلم ! آيا مشكلي بر تو حادث شده كه اينگونه شل بازي مي كني ؟ بميرم مصدوميتت را نبينم ! خب از قبل بازي مي گفتي !

يك همسرسخنگوي دولت ، عضو حقوقدانان شوراي نگهبان ، وزير دادگستري ، رئيس سازمان مبارزه با قاچاق كالا  : آقاي هاشمي ! شما چقدر ماهيد !

يك لباس شخصي : ببخشيد ! با عنايت به شرايط ويژه كشور و با رعات اصول و قوانين حقوق شهروندي بايد به شما عرض كنم كه اين شعار شما به هيچ وجه مطابق خط مشي ما نبود و شما اگر خواستيد مي توانيد در دادگاه مطابق قانون اساسي محاكمه شويد !

يك بازجو : ابطحي جونم ! چقدر لاغري بهت مياد ! ليپوساكشن كردي ؟

يك توپولف : مسافران عزيز ! من دارم سقوط مي كنم ... تا ايستگاه قزوين هم بيشتر نمي روم ! لطفا پياده شويد ...

يك باتوم چيني : عزيزي كه داري كتك مي خوري ! من خيلي سفتم برو كنار بهت نخورم ...

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 13 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

درمان به ازاي اغتشاش !

با توجه به اينكه اعلام شده 2 تن از بازداشت شدگان اخير (روح الاميني و كامراني) بر اثر مننژيت به ديار باقي شتافتند ما به اين نتيجه رسيديم كه بياييم فوايد زندان رفتن را بنويسيم . به يك مورد فعلا اكتفا مي كنيم .

خبر ... وزير بهداشت : بيش از دو هزار آمپول پني سلين و درمان مننژيت را براي زندانيان خريده ايم .

فرد مننژيت دار : سلام عليكم

برادر خدوم : چيه ؟

مننژيت دار : چه لباس قشنگي داري . شخصيه ؟

برادر خدوم : آره تازه خريدم ! خيلي معلومه كه شخصيه ؟

مننژيت دار : آره كارت درسته . غرض از مزاحمت بنده يك مقدار مننژيت داشتم .

برادر خدوم : خب كه چي ؟

مننژيت دار : گفتن يه مركزي درست شده كه مننژيتي ها رو رايگان درمان مي كنن . اينجاست ديگه . درست اومدم ؟

برادر خدوم : درست اومدي . اغتشاش مغتشاش چي تو دست و بالت هست ؟

مننژيت دار : والا اغتشاش كه زياد بلدم . چي به كارت مياد ؟

برادر خدوم : حالا چند باري كه اغتشاش كردي رو اعتراف كن .

مننژيت دار : خب من چند بار ساعت 9 لباسم رو اتو كردم . 18 سالم كه بود يه پيراهن سبز داشتم . يه بار حدود 5 سال پيش ساعت 10 بود كه با پسرخاله ام رفته بوديم پشت بوم . بعد پسرخاله ام از بالا افتاد پايين يهو گفتم الله اكبر ! البته يا ابوالفضل هم گفتم ولي فكر نكنم اينجا به درد بخوره . يه بار چند سال پيش رفته بودم نماز جمعه ديدم امام جمعه هاشميه . يه پيراهن چيني خريده بودم كه مارك پشت يقه اش خيلي اذيت مي كرد بعد گفتم : مرده شور هر چي چين و چينيه ببره ! دو بار در سالهاي 76 و 80 به خاتمي راي دادم . معمولا كيهان رو براي پيچاندن دور سبزي استفاده مي كنم . خانمم هم مانتويش را گاهي در كيهان مي پيچه . خوبه ؟ فكر كنم كافي باشه ديگه !

برادر خدوم : خب پسر ! تو كه اينهمه پتانسيل داري چرا سرسپرده نيستي ؟ ارتباط با خارج نداشتي ؟ !

مننژيت دار : در مورد سرسپردگي من معمولا هر سه هفته يك بار يك آرايشگاهي مي رم كه سرم رو كاملا به اون مي سپرم . خيلي بهش اعتماد دارم . تا حالا آرايشگاه موهاي افشون رفتي ؟

برادر خدوم : نه  آقا ! براي ما مسئوليت داره . سرسپردگي هم حدي داره ديگه !

مننژيت دار : برادر ! اين آمپولهايي كه وزير بهداشت گفت كي ميرسه حالا ؟

برادر خدوم : نمي دونم دقيقا ... فكر كنم ديگه همين روزهاست كه برسه . اين مننژيتت حاده ؟

مننژيت دار : آره ديگه . حالا آمپولش برسه ببينيم چي ميشه .

برادر خدوم : بميرم الهي ...

مننژيت دار : قربون محبتت ! غصه نخور حالا . بريم ؟

برادر خدوم در حالي كه اشكش را پاك مي كند : دستت رو بيار جلو اينو ببندم . بريم ...

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 7 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

- هموگلوبين افزونت موجب پيگيري ماست ...

در پي مرگ پسر عبدالحسين روح الاميني (رئيس انستيتو پاستور و عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران) طي بازداشت هاي اخير نمايندگان اصولگراي مجلس دريافتند كه نقل و نباتي كه در فضاي امنيتي پخش مي شد (1) تاريخ گذشته بوده و به فكر استيضاح و سوال و پيگيري افتادند .

در همين راستا نتايج آزمايش هايي كه يك آزمايشگاه معتبر به تازگي انجام داده به شرح ذيل است :

خون يك اصولگرا : رنگين ، صاف ، زلال ، شفاف ، خوب ، مامان ، خواستني ، هموگلوبينش همه رو كشته

خون بقيه : كم رنگ گاهي غليظ و پررنگ متمايل به سبز لجني ، داراي فشار كم ، جمع شده در منطقه متورم ناشي از باتوم ، كثيف ، داراي هوگلوبين اندك !

نتايج حاصله آزمايش :

1) هر چه خون رنگين تر ، پيگيري بيشتر

2) هر چه خون بي حال تر ، صاحب خون باحال تر و اغتشاشگر تر . چون خيلي كتك خورده بي حال شده.

3) آزمايش روي خون بقيه نشان مي دهد خون ايشان خارجي بوده و به عناصر بيگانه وابسته هستند .  

4) گاهي اوقات (اوقات تندروي) در نمونه اول خون به مغز نمي رسد .

 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 5 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

اندر فوايد برجستگي

قاسم روانبخش شاگرد برجسته آيت الله مصباح يزدي كه حالا نمي دانيم اين برجستگي دقيقا در كجايش وجود دارد كه اينگونه مصاحبه مي كند در آخرين مصاحبه خود گفت كه : راهپيمايي ما در قم مجوز داشت و 20 هزار نفر هم شركت كننده . عكس هايش هم موجود است ! در راهپيمايي هايي كه آقاي كروبي و ... راه مي انداختند 2 ، 3 هزار نفر بيشتر نبودند .
نكات استخراجي :
1) يك عكس دقيقا 20 هزار نفر را در خود به تنهايي جاي مي دهد !
2) عكس هاي راهپيمايي سبزها همه مونتاژي است و آدم هايش همه تكراريند در عكس ها !
3) آدم بايد هميشه مواظب خودش باشد تا برجسته نشود . از قديم گفته اند هر گونه برجستگي موجب فرورفتگي است . 
همچنين اين برجسته عالم فرمود : تفاوت راهپيمايي ما با راهپيمايي هاي هواداران موسوي اين بود كه راهپيمايي ما داراي مجوز قانوني از استانداري و به‌صورت مكتوب بود اما راهپيمايي‌هاي تهران بدون مجوز قانوني برگزار مي‌شدند .
سوال : كدام يك از موارد زير موجب اخذ مجوز راهپيمايي مي شود ؟
الف) برجستگي
ب) رعايت اصول شاگرد و استادي
ج) داشتن حق
د) نداشتن حق
وي (كه خدا خودش نه پدرش را بيامرزد كه خداوكيلي سوژه ملسي است) در ادامه اظهار داشت كه : اي كاش آيت الله استادي به جاي انتقاد از راهپيمايي ما به نماز جمعه تهران كه اراذل و اوباش در آن به رقص و پايكوبي پرداختند به اظهار نظر مي‌پرداخت.
سوال : چرا معترضان در نماز جمعه 26 تير به رقص و پايكوبي پرداختند ؟
الف) زيرا احساس مي كردند كه حقشان خورده شده . براي اين رقصيدند .
ب) زيرا قانع نشده اند براي همين مي رقصيدند .
ج) زيرا با مواضع تلويزيون مخالفند و دوستان و نزديكانشان زندانند و در خيابان كتك مي خورند .
د ) زيرا از بابت اين كه اقناع نشده اند و احساس مي كردند كه حق و رايشان خورده شده و با مواضع تلويزيون مخالف بودند و دوستان و نزديكانشان زنداني اند و خودشان در خيابان كتك مي خورند خوشحال بودند و آدم خوشحال هم طبيعتا مي رقصد .

 

ارسال در تاريخ جمعه 2 مرداد1388 توسط آيدين سیارسریع

از قضا آيينه چيني شكست ... 

ملت عزيز تا اطلاع ثانوي موجود نمي باشد !
يكي از اعضاي فقهاي شوراي نگهبان كه اسمش به دليل قابل حفظ و ذكر نبودن از ذهنم پاك شده با موضع گيري عليه سخنان هاشمي در نماز جمعه 26 تير گفت : چه كسي ايجاد شبهه كرد ؟! چه كسي جز خود شما بذر ترديد را افشاند؟! چه كسي كميته غيرقانوني صيانت از آرا را بوجود آورد ؟!!! 
البته او خود از سخنانش تا اين اندازه كه بنده علامت تعجب گذاشتم تعجب نكرده بود چون اساسا تعجب كار ماست . منظور او كه به علت كمبود اهميت نامش قابل ذكر نيست اين است كه تا وقتي كه ما مخالفان و حافظان قانون و آراي ملت در شوراي نگهبان بوديم شما ها غلط فرموديد كه به ما مخالفان شك نموديد .
وي در ادامه گهرفشاني هايش گفت : اينکه اگر مردم باشند حکومت هست و اگر نباشند نيست، اين غلط است. مشروعيت حاکميت از طرف خداوند است و همراهي مردم براي حکومت مشروعيت ايجاد نمي کند. بنابراين هاشمي در اين زمينه اشتباه کرده و مي کند .
تست مهم : طبق نظرات اين شاهكار خلقت ، پس علت وجود داشتن مردم اصولا چيست ؟
الف) اگر ملت نبود ، عزت ضرغامي چه خاكي بايد در سر مي ريخت ؟ كي مي خواست ماليات بدهد كه بهش دروغ بگويند ؟ پس وجود بقيه (يعني مردم) ضروري است !
ب) اگر مردم نبودند اين 24 ميليون راي را از كجا مي آورديم ؟ ما هر چه  نگاه مي كنيم كل تصميم گيرندگان با ارفاق چهار پنج نفر بيشتر نيستند ! پس لازم است كه به تعداد لازم آدميزاد باشد . 
ج) اگر مردم نبودند پس ما اين جملات را نمي توانستيم بگوييم : ملت بيدار است ! ملت زير بار زور نمي رود! ملت آرامش و آسايش مي خواهد ! ملت با اغتشاش مخالف است ! پس ملت بايد باشد در اين مواقع ما ملت هستيم و ملت مااا (صداي يك نوع حيوان شيرده شاخ دار لبني) هستند !
د) علتي براي وجود داشتن وجود ندارد . ملت مخصوصا از نوع مخالف فعلا وجود نداشته باشند . طبيعي است كه در صورت وجوديت ما به شخصه موجوديتشان را حفظ مي كنيم . دفعات بعدي موجوديت يا عدم موجوديت متعاقبا اعلام خواهد شد . 
اين چين فرق داره با اون چين !
ملت در نماز جمعه گفتند : مرگ بر چين !
اخبار ساعت 21 : ملت بار ديگر انزجار خود را با بي حجابي و فحشا اعلام كرد . مردم غيور ايران اين بار با حضور ميليوني خود در نماز جمعه تهران از هرگونه دامن چين دار و چين چين و رفتارهاي غيراسلامي اعلام كردند . گفتني است به علت صداي بلند شركت كنندگان و نامفهومي صداهاي دريافتي ما شعار مرگ بر سخن چين و غزه با فلسطين ! چه فرقي داره سخن چين ؟! مرگ بر چين شنيده مي شود كه بدين وسيله از برادران غيور و سركوبگر چيني عذرخواهي مي شود .
بيت پيشنهادي نگارنده : از قضا آيينه چيني شكست / خوب شد اسباب خودبيني شكست !


ارسال در تاريخ یکشنبه 28 تیر1388 توسط آيدين سیارسریع

سقوط توپولف يك موفقيت بزرگ بود !

سقوط بزرگ !

در پي سقوط هواپيماي توپولف در قزوين و كشته شدن 168 نفر از هموطنان و جمعي از ارمني ها پيش بيني مي شود يكي از مسئولين طي سخنان گهربارش اعلام دارد كه : مسئول تيكه تيكه شدن بدن هاي مسافران مسقوط بي شك ميرحسين موسوي مي باشد .

يكي ديگر از مسئولين مي فرمايد : البته ما بايد اين كشته شدگان را شهيد بناميم . چون اين سقوط نشان همبستگي و اتحاد ملت ايران بود ! ملت ايران در مقابل همه تحريم ها ايستادند و هنوز هم ايستاده اند و باز هم مي ايستند و اينقدر سقوط مي كنند كه امريكا مجبور مي شود بوئينگ و ايرباس به ما بفروشد ! پس اين يك موفقيت بزرگ بود !!  تازه ما بايد بررسي كنيم كه آيا مي توانيم پيشنهاد آمريكا را پس از رفع تحريم بپذيريم يا نه ! 

آسفالت

با توجه به آسفالت كوه دماوند پيش بيني مي شود كه اين حركت يك حركت نمادين است كه منتقدان دولت كه همان دشمنان انقلاب و اسلام و كافران خداوند مي باشند از آنجايي كه در كوه دماوند راهپيمايي مي شود بدانند كه تجمع بي جا موجب آسفالت است !

مجوز

مدتي قبل : هواداران موسوي فردا راهپيمايي مي كنند .

وزارت كشور : راهپيمايي مجوز مي خواهد .

مدتي بعدش : موسوي حزب تشكيل مي دهد .

وزارت كشور : حزب نياز به مجوز دارد .

اندكي بعدش تر : موسوي حزب تشكيل نمي دهد . جبهه تشكيل مي دهد .

وزارت كشور : جبهه و ائتلاف هم مجوز مي خواهد !

پيش بيني : يكي از هواداران موسوي اعلام نياز به قضاي حاجت كرد !

وزارت كشور : نيازي به انجام اين كار ديده نمي شود . اين كار بي شك يك انقلاب رنگي است حالا قبلا سبز بود الان زردش كرده اند . فعلا كه درخواستي نشده است ولي اگر شد بايد بررسي شود !

ارسال در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط آيدين سیارسریع
قالب وبلاگ