قدیما اغتشاشگر حرمت داشت
آقایان بالاخره تکلیف ما را با خودمان و خودشان مشخص کنند . بالاخره اغتشاشگر چه کسی است ؟! کسی که شعار می دهد اغتشاش می کند یا کسی که سر حبیب الله پیمان را می شکند ، به کروبی گاز اشک آور می زند یا به احمد توکلی حمله می کند ؟
از آنجایی که واژه اغتشاشگر معنای واقعی خود را جدیدا از دست داده معانی مختلف این واژه اینگونه تفسیر می شود :
1) به معنای کسی که از او بدمان می آید !
اخترخاتون با حشمت خانم دعوایش می شود . پشت سرش غیبت کنان می گوید : اوف اوف اوف ! اون روز حشمت رو دیدی ؟ چه جوری آستینشو بالا زده بود ساعتش معلوم بشه ! انگار ما ساعت ندیده ایم ! انگار ما غرب نرفته ایم ! زنیکه جیغ جیغوی «اغتشاشگر» پز شوهرشو می ده ! تعریف از خود نباشه حالا که مملکت در به در دنبال سوخت و ایناست حاج داوود هفته ای 100 تا بشکه نفت خام میاره میریزه تو این بخاری اونوقت این حشمت آستین آسمونو پاره کرده با هوشنگ خانش هوشنگ خان گفتنش !
2) به معنای کسانی که مخالف ما هستند .
برای مثال یکی صحبت می کرد می گفت : من از اولش با این جنگ جهانی دوم خرداد که توی 13 آبان زدند همه را ترور کردند و بعدش بنی صدر اومد گفت من با مصدق توده ای نمی سازم و بعدش دستور داد توپولف ارتش ایران رو به توپ ببنده مخالف بودم !
بعد یکی گفت : مشتی ! اینا چه ربطی به هم داشت ؟
گفت : همین شما «اغتشاشگرها» هستید که رفتید با اون آلبرایت دست به دست هم تو برلین رقصیدید و وقتی گندش در اومد گفتید ما انتخابات خانه احزاب رو قبول نداریم و با اون ریگی چند تا بمب ترکوندید بعدش خواستن اعدامتون کنن از ترس اون 22 سپتامبر رو هم اعتراف کردید !
3) به معنای هر کسی که سبز باشد .
پدر : هی پسر ! اون چیه رو صورتت !؟
پسر : کتک خوردم بادمجون «سبز» شده !
پدر : خاک بر سر «اغتشاشگر» و بی عرضه ات بریزم !
اشانتیون :
این روزها که درباره 13 آبان و دولت موقت بازرگان و شخصیت بازرگان مطالعه می کنم به این نتیجه می رسم که : بازرگان مرد بزرگی بود که بی سیاستی کار دستش داد و دست آخر کار را دست با سیاست ها داد !
